Tara
تک تک ، چراغها تسليم شــبــــ شدند بــی چــشــمــهــای تـــو...
Tara
من...تو... و دیگر هیچ در دستور زبان عشق حرف "او" اضافه است!
Tara
دلم برای همه ات تنگ می شود... دلم برای تمامیت پر میکشد... بازگرد و احساساتم را پس بده.... بازگرد...
Tara
دیگر قاصدک ها به دست ما نمیرسند! چون شرم دارند پیغام چند نفر را به یک مقصد ببرند!!
Tara
آدم ها عادت می کنند به هر چیزی... حتی به خنجر هایی که از پشت می خورند!
Tara
ای غصه مرا دار زدی خسته نباشی آتش به شب تار زدی خسته نباشی ای غصه دمت گرم , که در لحظه شادی با رگ رگ من تار زدی خسته نباشی!!!
Tara
در این شهر صدای پای مردمیست که همچنان که تو را می بوسند طناب دار تو را می بافند مردمی که صادقانه دروغ می گویند و خالصانه به تو خیانت می کنند در این شهر هر چه تنها تر باشی پیروز تری...
Tara
بگذار از تجربه هایم برایت بگویم.... اگر درد داری ، تحمل کن. روی هم که تلمبار شد... دیگر نمیفهمی کدام درد ، از کجاست.؟!!! کم کم خودش بی حس میشود.....!
Tara
آسمونی رو دوست دارم که بارونش فقط واسه شستن غم های تو بباره . .