delshekaste
آنکس که گفت برای تو مرده ام دروغ گفت// من راست گفته ام که برای تو زنده ام
delshekaste
تمام عمر بستیم و شکستیم/به جز بار پشیمانی نبستیم/ جوانی را سفر کردیم تا مرگ/ نفهمیدیم به دنبال چه هستیم
delshekaste
تا توانی ساده و یکرنگ باش // قالی از صد رنگ بودن زیر پا افتاده است
delshekaste
لیوان ز لبت بوسه گرفت من ز لیوان// دیدی ز لبت بوسه گرفتم به چه عنوان ?
delshekaste
ترسم از افتادگی یاران فراموشم کنند/ شعله ام در عشق مگذارید خاموشم کنند
delshekaste
توسط موبایل
دلم برات تنگ شده جونم میخوام ببینمت نمیتونم/ بین ما دیوارای سنگی فاصله یک عمره میدونم/ میفهمیییییییییییی????????(م.خ)
delshekaste
شب عاشقان بیدل چه شب دراز باشد/ تو بیا کز اول شب در صبح باز باشد
delshekaste
ز دست دیده و دل هر دو فریاد / که هر چه دیده بیند دل کند یاد
delshekaste
دل که از بوی عشق کمرنگ است/ نه دل است آن که پاره ی سنگ است
delshekaste
دیشب از زمزمه عشق تو بیدار شدم/ من چه کردم که به عشق تو گرفتار شدم
delshekaste
تا چند بسته ماندن در دام خود فریبی /باغیر آشنایی با آشنا غریبی
delshekaste
توسط موبایل
لحظه هایی هست که دلم بدجوری برات تنگ میشه من اسم این لحظه ها رو همیشه گذاشته ام (م.خ)
delshekaste
نشود فاش کسی آنچه میان من و توست / تا اشارات نظر نامه رسان من و توست
delshekaste
تا بوده چشم عاشق در راه یار بوده/بی آنکه وعده باشد در انتظار بوده
delshekaste
دل میرود دستم صاحبدلان خدا را /دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا