SaMyaR
♥ حال درخت سروی را دارم که سال ها در برابر طوفان های سهمگین ایستاد اما وقتی دل به نسیمی داد شکست♥ ♥ ♥
SaMyaR
بی سیگار که می شوم اندکی ، فقط اندکی پول خرج می کنم و دوباره سیگار دارم اما جوانی ام ، کوه غرورم را خرج کرده ام ، هنوز تو را ندارم . . . !
SaMyaR
سیگارها برایم دو دسته اند : سیگارهای قبل از دیدنت و سیگارهای پس از رفتنت ! هر دو برایم حس غریبی دارند : اولی ، به خاطر دلهره ی نیامدنت و دیگری از ترسِ دیگر ندیدنت . . .
SaMyaR
گاهی بی دلیل سیگار میکشیم ! گاهی با کلی دلیل سیگار میکشیم ! سیگاری که کشیدنش دلیل دارد ، مرا دود میکند و خاکستری از من به جا می گذارد !
SaMyaR
مرد بغض نمیکند… مرد گریه نمیکند… مرد نمی شِکند… فقط سیگاری روشن میکند و آرام و بی صدا لابلای دود و شعر میمیرد…
SaMyaR
می گن یه نخ سیگار آدم و آروم می کنه… من موندم !! یعنی تو قد سیگارم نبودی…
SaMyaR
از من پرسید: سیگار را ترک نکردی؟ گفتم: نه ، کبریت را ترک کرده ام ! سیگار را با سیگار روشن میکنم…
SaMyaR
یک نخ… یک پاکت… یک عمر هم که سیگار بکشم فایده ندارد ! تا خودم نسوزم ، دلم آرام نمی شود …
SaMyaR
دیگـــر هـــیچ مـــزه ای دلـــچسب نخواهــد بـــود من تمــــام حس چشـــــایی ام را روی لبــــــــانت جـــا گذاشــــته ام
SaMyaR
آشنا هایم ; غریبه هایی هستند ، که تنها اسمشان را میدانم ...!
SaMyaR
تو زندگی به هیچ کس اعتماد نکن . . . آیینه با همه یه رنگیش ، دست چپ و راستتو اشتباه نشون میده
SaMyaR
ﺍﻃﺮﺍﻓﺖ ﺭﺍ ﺑﮕﺮﺩ ، ﺑﺎ ﺩﻗﺖ ﺑﻴﺸﺘﺮ ! ﺍﮔﺮ ﺫﺭﻩ ﺍﯼ ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﺖ ﺩﯾﺪﯼ ، ﺑﺎ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﺍﺷﺎﺭﻫﻤﺨﺎﻃﺒﺶ ﻗﺮﺍﺭ ﺑﺪﻩ ﻭ ﺍﺯ ﻃﺮﻑ ﻣﻦ ﺑﮕﻮ ": ﺗﺎ ﺍﻻﻥ ﮐﺠﺎ ﺑﻮﺩﯼ ؟ !
SaMyaR
صورت زیبا مهم نیست سیرت زیبا مهمه. انقدر تو ظواهر غرق نشین، پیرزن پیرمرد دیدم دست تو دست هم راه میرفتن ولی از ظاهر چیزی جز گذر ایام نمونده بود اما هرچی عتیقه تر شدن ارزششونم واسه هم بالا رفت
SaMyaR
در جوانی غصه خوردم هیچ کس یادم نکرد ، در قفس ماندم ولی صیاد آزادم نکرد ، آتش عشقت چنان از زندگی سیرم بکرد ، آرزوی مرگ کردم مرگ هم یادم نکرد
SaMyaR
درسکوت دادگاه سرنوشت / عشق برما حکم سنگینی نوشت / گفته شد دل داده ها از هم جدا / وای بر این حکم و این قانون زشت