دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

SaMyaR

خدایا... کاش اعتراف کنی جهنمی درکارنیست, برای ماهمین روزهای برزخی زمینی کافیست... درباره »
SaMyaR
مرد - مجرد
امتیاز: 2124

دنبال‌شدگان

(246 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(228 کاربر)

گروه‌ها

(6 گروه)

بازدید

SaMyaR
SaMyaR

♥ حال درخت سروی را دارم که سال ها در برابر طوفان های سهمگین ایستاد اما وقتی دل به نسیمی داد شکست♥ ♥ ♥

SaMyaR
SaMyaR

بی سیگار که می شوم اندکی ، فقط اندکی پول خرج می کنم و دوباره سیگار دارم اما جوانی ام ، کوه غرورم را خرج کرده ام ، هنوز تو را ندارم . . . !

SaMyaR
SaMyaR

سیگارها برایم دو دسته اند : سیگارهای قبل از دیدنت و سیگارهای پس از رفتنت ! هر دو برایم حس غریبی دارند : اولی ، به خاطر دلهره ی نیامدنت و دیگری از ترسِ دیگر ندیدنت . . .

SaMyaR
SaMyaR

گاهی بی دلیل سیگار میکشیم ! گاهی با کلی دلیل سیگار میکشیم ! سیگاری که کشیدنش دلیل دارد ، مرا دود میکند و خاکستری از من به جا می گذارد !

SaMyaR
SaMyaR

مرد بغض نمیکند… مرد گریه نمیکند… مرد نمی شِکند… فقط سیگاری روشن میکند و آرام و بی صدا لابلای دود و شعر میمیرد…

SaMyaR
SaMyaR

می گن یه نخ سیگار آدم و آروم می کنه… من موندم !! یعنی تو قد سیگارم نبودی…

SaMyaR
SaMyaR

از من پرسید: سیگار را ترک نکردی؟ گفتم: نه ، کبریت را ترک کرده ام ! سیگار را با سیگار روشن میکنم…

SaMyaR
SaMyaR

یک نخ… یک پاکت… یک عمر هم که سیگار بکشم فایده ندارد ! تا خودم نسوزم ، دلم آرام نمی شود …

SaMyaR
SaMyaR

دیگـــر هـــیچ مـــزه ای دلـــچسب نخواهــد بـــود من تمــــام حس چشـــــایی ام را روی لبــــــــانت جـــا گذاشــــته ام

SaMyaR
SaMyaR

آشنا هایم ; غریبه هایی هستند ، که تنها اسمشان را میدانم ...!

SaMyaR
SaMyaR

تو زندگی به هیچ کس اعتماد نکن . . . آیینه با همه یه رنگیش ، دست چپ و راستتو اشتباه نشون میده

SaMyaR
SaMyaR

ﺍﻃﺮﺍﻓﺖ ﺭﺍ ﺑﮕﺮﺩ ، ﺑﺎ ﺩﻗﺖ ﺑﻴﺸﺘﺮ ! ﺍﮔﺮ ﺫﺭﻩ ﺍﯼ ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﺖ ﺩﯾﺪﯼ ، ﺑﺎ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﺍﺷﺎﺭﻫﻤﺨﺎﻃﺒﺶ ﻗﺮﺍﺭ ﺑﺪﻩ ﻭ ﺍﺯ ﻃﺮﻑ ﻣﻦ ﺑﮕﻮ ": ﺗﺎ ﺍﻻﻥ ﮐﺠﺎ ﺑﻮﺩﯼ ؟ !

SaMyaR
SaMyaR

صورت زیبا مهم نیست سیرت زیبا مهمه. انقدر تو ظواهر غرق نشین، پیرزن پیرمرد دیدم دست تو دست هم راه میرفتن ولی از ظاهر چیزی جز گذر ایام نمونده بود اما هرچی عتیقه تر شدن ارزششونم واسه هم بالا رفت

SaMyaR
SaMyaR

روزى پيرمردى به 3 پسر خود 1 چوب داد و گفت : . . . . . . . . . . . . بشكنيد ، شكستند . 3 چوب داد ، شكستند 10 چوب داد ، شكستند دسته بيل داد ، شكستند تيرآهن 18 داد ، شكستند پيرمرد گفت : دِ توله سگا مسخره بازى درنياريد ميخوام نصيحتتون کنم‎"

SaMyaR
SaMyaR

در جوانی غصه خوردم هیچ کس یادم نکرد ، در قفس ماندم ولی صیاد آزادم نکرد ، آتش عشقت چنان از زندگی سیرم بکرد ، آرزوی مرگ کردم مرگ هم یادم نکرد

SaMyaR
SaMyaR

درسکوت دادگاه سرنوشت / عشق برما حکم سنگینی نوشت / گفته شد دل داده ها از هم جدا / وای بر این حکم و این قانون زشت