SaMyaR
♥ حال درخت سروی را دارم که سال ها در برابر طوفان های سهمگین ایستاد اما وقتی دل به نسیمی داد شکست♥ ♥ ♥
SaMyaR
عضی وقتا مجبوری تو فضای بغضت بخندی … دلـ❤ـت بگیره ولی دلگیری نکنی … شاکی بشی ولی شکایت نکنی … گریه کنی اما نزاری اشکات پیدا بشن … خیلی چیزارو ببینی ولی ندیدش بگیری … خیلی ها دلتو بشکنن و تو فقط سکوت کنی …
SaMyaR
برف پاک کن بیهوده جان می کَند … باران این سوی شیشه است !
SaMyaR
می گفتند: سختی ها نمک زندگــــــی است امّا چرا کسی نفهمید که نمــــــک برای من که خاطراتم زخمی است ، شور نیست ؛ مزه درد می دهد !
SaMyaR
تا که بودیم، نبودیم کسی کشت ما را غم بی هم نفسی تا که خفتیم، همه بیدار شدند تا که رفتیم، همگی یار شدند قدر آن شیشه بدانید که هست نه در آن موقع که افتاد و شکست