SaMyaR
♥ حال درخت سروی را دارم که سال ها در برابر طوفان های سهمگین ایستاد اما وقتی دل به نسیمی داد شکست♥ ♥ ♥
SaMyaR
بِــِه روزِگـآر بـِگوییــد مَـن تَرک تَحصیــل کَــردِه اَم دیگَر اِمتــحآن نَگیـــرد
SaMyaR
دلم می شکند زیر بار این همه دلتنگی روحم ولی در پی دلتنگی ِ دیگر می گریزد از همه دلتنگی ها با پرهای شکسته باز سوی آسمان ها می رود می رود سوی ( ناشناختنی ) شاید اینبار درآن اوج به معبودش رسد…
SaMyaR
به دنبال کسی هستم که با درد آشنا باشد
دلش غمگین، خودش ساده، کمی از جنس ما باشد