SaMyaR
♥ حال درخت سروی را دارم که سال ها در برابر طوفان های سهمگین ایستاد اما وقتی دل به نسیمی داد شکست♥ ♥ ♥
SaMyaR
دلتنگی خیابان شلوغی است که تو در میانه اش ایستاده باشی ببینی می آیند ببینی می روند و تو همچنان ایستاده باشی
SaMyaR
بی شک آغوش تو از عجایب دنیاست واردش که می شوم زمان بی معنا می شود هیچ بعدی ندارد بی آنکه نفس بکشم ،روحم تازه می شود …
SaMyaR
دلیل اینکه بعضی مردها در کارشان موفق میشوند این است که آنها دوست ندارند به خانه نزد همسرشان بروند.
SaMyaR
سعدی کجایی؟ بیا و این شعرت را پس بگیر.... در شهرما بنی آدم ابزر یکدیگرند
SaMyaR
خوشــبختی هایم را با عجله در ســرنوشــتم نوشته بودند... بد خط بود... روزگــار آنها را نتوانست بخواند...