دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

SaMyaR

خدایا... کاش اعتراف کنی جهنمی درکارنیست, برای ماهمین روزهای برزخی زمینی کافیست... درباره »
SaMyaR
مرد - مجرد
امتیاز: 2124

دنبال‌شدگان

(246 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(228 کاربر)

گروه‌ها

(6 گروه)

بازدید

SaMyaR
SaMyaR

♥ حال درخت سروی را دارم که سال ها در برابر طوفان های سهمگین ایستاد اما وقتی دل به نسیمی داد شکست♥ ♥ ♥

SaMyaR
SaMyaR

قاصدك ! هان ! چه خبر آوردي ؟ از كجا ؟ .. وز كه خبر آوردي ؟ خوش خبر باشي .. اما ، ‌اما ؛ گرد بام و در من - بي ثمر مي گردي ! انتظار خبري نيست مرا . - نه ز ياري ، نه ز ديار و دياري ، باري ! برو آنجا كه بود چشمي و گوشي با كس ، برو آنجا كه تو را منتظرند ، قاصدك ! در دل من ، همه كورند و كرند ! دست بردار ازين در وطن خويش غريب .. قاصد تجربه هاي همه تلخ ؛ با دلم مي گويد : كه دروغي تو ، دروغ .. كه فريبي تو ، فريب .. قاصدك ! هان ! ولي ... آخر ... اي واي ! راستي ؛ آيا رفتي با باد ؟ با توام ، آي ! كجا رفتي ؟ آي ! راستي ؛ آيا جايي خبري هست هنوز ؟ مانده خاكستر گرمي ، جايي ؟! - در اجاقي - طمع شعله نمي بندم - خردك شرري هست هنوز ؟! قاصدك ! ابرهاي همه عالم شب و روز ، در دلم مي گريند.

SaMyaR
SaMyaR

شیشه ای میشکند... یک نفر میپرسد که چرا شیشه شکست؟ یک نفر میگوید: شاید رفع بلاست, دیگری میگوید:شیشه را باد شکست؟ دل من سخت شکست,هیچ کس هیچ نگفت! ازخودم میپرسم:ارزش قلب من از شیشه یک پنجره هم کمتر بود؟!!!!

SaMyaR
SaMyaR

با احتیاط بخوانید !! سطح متن ها" لغزنده " ست بس که من ...... سطر به سطر " باریدم" و نوشتم .... !!!

عطی لایکی ヅ
عطی لایکی ヅ

هیچ وقت با کسی بیشتر از جنبه اش شوخی نکن . “ حرمت ها شکسته میشود ” هیچ وقت به کسی بیشتر از جنبه اش خوبی نکن . “ تبدیل به وظیفه میشود ”

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
SaMyaR
SaMyaR

صدای جیر جیرک ها به گوش می رسد سکوت را نوازش می دهند و جای خالی آدم های شب نشین را با نگاهی معصومانه پر می کنند

SaMyaR
SaMyaR

ناز می کند ها فریاد می زنند و من می کنم.... این مزرعه ی زندگی من است

SaMyaR
SaMyaR

این شب ها چشم های من خسته است گاهی اشک ، گاهی انتظار این سهم چشم های من است

SaMyaR
SaMyaR

ببین اندام تنهاییم را که در لحظه های خاکستری در انتظار طلوع خورشید است

SaMyaR
SaMyaR

در حضور واژه های بی نفس صدای تیک تیک ساعت را گوش کن شاید مرهم درد ثانیه ها را پیدا کنی

SaMyaR
SaMyaR

شب همگی شیک

SaMyaR
SaMyaR

مینویسم نامه و روزی از اینجا میروم با خیال او ولی تنهای تنها میروم در جوابم شاید او حتی نگوید “کیستی ؟” شاید او حتی بگوید “لایق من نیستی” مینویسم من که عمری با خیالت زیستم گاهی از من یاد کن ، حالا که دیگر نیستم

SaMyaR
SaMyaR

زندگي به من آموخت چگونه اشك بريزم. ولي نياموخت چگونه سرازيرش كنم. زندگي به من آموخت چگونه دوست داشته باشم . اما نياموخت چگونه فراموشش كنم. اگر انسان زندگي را دوست داشت هرگز در آغاز تولد نمي گريست

SaMyaR
piano.jpg SaMyaR

زندگي مثل پيانو است ، دكمه هاي سياه براي غم ها و دكمه هاي سفيد براي شادي ها . اما زماني ميتوان آهنگ زيبايي نواخت كه دكمه هاي سفيد و سياه را با هم فشار دهي

مریـم بانـو
مریـم بانـو

تو خارج حتی گداهاشونم خارجی حرف میزنن ….. ما کجائیم و اونا کجا….

این ارسال را بازنشر کرده است.