SaMyaR
♥ حال درخت سروی را دارم که سال ها در برابر طوفان های سهمگین ایستاد اما وقتی دل به نسیمی داد شکست♥ ♥ ♥
SaMyaR
یک دقیقه سکوت!! به خاطر تمام آرزوهایی که در حد یک فکر کودکانه باقی ماندند! به خاطر امیدهایی که به نا امیدی مبدل شدند ... به خاطر شب هایی که با اندوه سپری کردیم! به خاطر قلبی که زیر پای کسانی که دوستشان داشتیم له شد! به خاطر چشمانی که همیشه بارانی ماندند! یک دقیقه سکوت! به احترام کسانی که شادی خود را با ناراحت کردنمان به دست آوردند! بخاطر صداقت که این روز ها وجودی فراموش شده است! بخاطر محبت که بیشتر از همه مورد خیانت واقع گردید! یک دقیقه سکوت به خاطر حرف های نگفته!! برای احساسی که همواره نادیده گرفته می شد! یک دقیقه سکوت به احترام قلب هایی که از سنگ اند! یک دقیقه سکوت! به احترام درک نشدنمان! و یک دقیقه سکوت برای زندگی...!..
SaMyaR
گاه دلتنـــــــگ می شوم دلتنـگتر از تمام دلتنگـــــــــی ها حسرت ها را می شمارم و باختن ها وصدای شکستن را...... نمیدانم من کدامین امید را ناامید کردم وکدام خواهش را نشنیدم وبه کدام دلتنگی خندیدم که چنین دلتنگــــــــــــــــم
SaMyaR
زندگی به چه میماند؟ با مواج سپیدی که قایق در پی خود باقی می نهد قایقی که با حرکت پارو در سپیده دم می گذرد...
SaMyaR
دلم خیلی گرفته بازم گریم گرفته توی بغل دیوار یجا آروم گرفته بازم دیوار، بازم دیوار . .
SaMyaR
ترسناکند رابطه هایی که بخاطر فرار از تنهایی شکل میگیرند رابطه هایی که آخرش چیزی نمیماند بجز تنهایی عمیقتر..!!! و یک مشت حس آزار دهنده تر از قبل در درون آدمها
SaMyaR
میخواهم بنویسم ولی از چه؟ این روزها هیچ چیز سر ِ جایش نیست حتی خودم ! روزی از همه ی این دیوارهای محکم میگذرم
SaMyaR
دلم میخواست جایی بود اینقدر فریاد میزدم تا..........
SaMyaR
چقدر بده که تو میتونی خودتو خر کنی … داغون کنی … بدبخت کنی … اما نمیتونی خودتو بغل کنی ، آروم کنی ، از تنـهـایـی دربیاری … مـــن آرومـــــــم ولـــــی قــانـــونــــاً داغــــونـــــم . . .
SaMyaR
بـــی حـــس شـــده ام از درد! از بغـــــض! فقـــط گـــاهــــی ، خــــط اشـــکــــــی ... می ســـوزانـــد صـــــورتــــــم را !!! بـــه طـــور کـــامــلــاً تلــخــــی آرومـــــم ...!
SaMyaR
داغونم... بعضی " آه " ها را هر چقدر هم که از ته دل بکشی باز هم سینه ات خالی نمیشود امروز سینه ی من پر است از آن " آه " ها