SaMyaR
♥ حال درخت سروی را دارم که سال ها در برابر طوفان های سهمگین ایستاد اما وقتی دل به نسیمی داد شکست♥ ♥ ♥
SaMyaR
دیشب با دوستم رفته بودم رستوان....
روبروی میز ما یه دختر و پسر نشسته بودن
که پسره پشتش به میز ما بود،
معلوم بود با هم دوست هستند
اتفاقی چشمم به چشمه دختره افتاد....
قشنگ معلوم بود پسره عاشقه دخترست،
دختره شروع کرد به آمار دادن،
سرمو انداختم پایین...
دفعه بعدی تحریک شدم!
با نگاه بازی کردیم.
خلاصه یه کاغذ برداشتمو به دختره علامت دادم،
با نگاهش قبول کرد،
بلند شدن
پسره جلو رفت که حساب کنه
دختره به میز ما رسید
دستشو دراز کرد کاغذ رو گرفت
براش نوشته بودم
خیـــــــلی پستی...
SaMyaR
دلم اصرار دارد فریاد بزند اما..... من جلوی دهانش را میگیرم وقتی میدانم کسی تمایلی به شنیدن صدایش ندارد
SaMyaR
دنبال کلاغی میگردم که قارقارش را به فال نیک بگیرم
وقتی قاصدک ها همه لالند
SaMyaR
ahange weblogam chegone ast ayaaaaaa??????
SaMyaR
امروز معلم عشق گفت : دو خط موازی هیچگاه به هم نمیرسند ! مگر اینکه یکی از آنها خود را بشکند . گفتم : من خودم را شکستم پس چرا به او نرسیدم ؟ لبخند تلخی زد و گفت : شاید او هم به سوی خط دیگری شکسته باشد
SaMyaR
عشق هایت را مثل کانال تلویزیون عوض می کنی و افتخار می کنی که عشق برایت این چنین است !
و من می خندم . . .
به برنامه هایی که هیچکدام ، ارزش دیدن ندارند . . .