SaMyaR
♥ حال درخت سروی را دارم که سال ها در برابر طوفان های سهمگین ایستاد اما وقتی دل به نسیمی داد شکست♥ ♥ ♥
SaMyaR
چه لذتی دارد برد در بازی روزگار"
SaMyaR
امروز روز قشنگترین ادم جهانه که به تو هیچ ربطی نداره !!!
SaMyaR
فلسفه ي تنهايي را ...!هر چقدر هم خوب ببافند ، بي قواره ، بر تن آدم زار مي زند.
SaMyaR
مــی گویند: قـِسمت نیست ، حکمت است ... خدایا ... ! من معنــی قسمت و حکمت را نمــی دانم ... اما ... تو معنــی طاقت را مــی دانــی ... مگه نه ... ؟!!
SaMyaR
تنها باران است كه گاهی ، در اوج تنهایی من ، در آن لحظه كه هیچ كس نیست ، با من از تو می گوید... ولی درد من از این است كه دیریست باران نمی بارد
SaMyaR
چقدر دوست داشتم یک نفر از من می پرسید: چرا نگاه هایت آنقدر غمگین است؟ چرا لبخندهایت آنقدر تلخ و بیرنگ است؟ اما افسوس که هیچ کس نبود ... همیشه من بودم و تنهایی پر از خاطره ...
SaMyaR
گاه دلتنـــــــگ می شوم دلتنـگتر از تمام دلتنگـــــــــی ها حسرت ها را می شمارم و باختن ها وصدای شکستن را...... نمیدانم من کدامین امید را ناامید کردم وکدام خواهش را نشنیدم وبه کدام دلتنگی خندیدم که چنین دلتنگــــــــــــــــم
SaMyaR
داغونم... بعضی " آه " ها را هر چقدر هم که از ته دل بکشی باز هم سینه ات خالی نمیشود امروز سینه ی من پر است از آن " آه " ها
SaMyaR
ما تماشاچیانی هستیم، که پشت درهای بسته مانده ایم! دیر آمدیم! خیلی دیر... پس به ناچار حدس می زنیم، شرط می بندیم، شک می کنیم... و آن سوتر در صحنه بازی به گونه یی دیگر در جریان است!
SaMyaR
باید قاب بگیرم حرفهایت را ؛ همه “عکس” شدند !
SaMyaR
بدبخت ترین مومن کسی است که در ورودی بهشت بفهمد زنش هم بهشتی ست وحوری بی حوری !!!