دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

SaMyaR

خدایا... کاش اعتراف کنی جهنمی درکارنیست, برای ماهمین روزهای برزخی زمینی کافیست... درباره »
SaMyaR
مرد - مجرد
امتیاز: 2124

دنبال‌شدگان

(246 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(228 کاربر)

گروه‌ها

(6 گروه)

بازدید

SaMyaR
SaMyaR

♥ حال درخت سروی را دارم که سال ها در برابر طوفان های سهمگین ایستاد اما وقتی دل به نسیمی داد شکست♥ ♥ ♥

SaMyaR
SaMyaR

@tahoora یه خرگوش و یه خرگوش / یه خرگوش بازیگوش / خرگوش من سفیده/ بابا اونو خریده / گوشای اون درازه / چشماش همیشه بازه / خرگوشکم چه نازه / با بچه ها می سازه / نه نیش داره نه چنگول / می گرده شادوشنگول /

این ارسال را بازنشر کرده است.
SaMyaR
SaMyaR

از شهر چیزی نمانده/ جز پرواز دو درنای سفید/ بالای خرابه‌ها

SaMyaR
SaMyaR

تنهاییم را بیشتر می کند/ صدای باران

SaMyaR
SaMyaR

رویاهایم رادیشب گذاشتم دم در بیچاره رفتگر!

SaMyaR
SaMyaR

جوجه جوجه طلائی / نوکت سرخ و حنائی /تخم خود را شکستی / چگونه بیرون جستی /گفتا جایم تنگ بود/دیوارش از سنگ بود/ نه پنجره نه در داشت / نه کس ز من خبر داشت /دادم به خود یک تکان/ مثل رستم قهرمان /تخم خودرا شکستم / اینجوری بیرون جستم

SaMyaR
SaMyaR

دو واقعیت مهم زندگی که کشفشون کردم: 1.وقتی زبونت از دهنت بیرونه نمی تونی بگی(ژژژژژ)2.الان مثل عقب مونده ها زبونت بیرونه و داری حرف ژ رو امتحان می کنی

SaMyaR
SaMyaR

امروز روز قشنگترین ادم جهانه که به تو هیچ ربطی نداره !!!

SaMyaR
SaMyaR

فلسفه ي تنهايي را ...!هر چقدر هم خوب ببافند ، بي قواره ، بر تن آدم زار مي زند.

SaMyaR
SaMyaR

رفیق!
دلتنگ که شدی پیش من بیا…کمی غصه هست…
با هم میخوریم

SaMyaR
SaMyaR

غروب غمهایت را به هر قیمتی خریدارم / اگر همدم شبهای تنهایی من باشی

SaMyaR
SaMyaR

مــی گویند: قـِسمت نیست ، حکمت است ... خدایا ... ! من معنــی قسمت و حکمت را نمــی دانم ... اما ... تو معنــی طاقت را مــی دانــی ... مگه نه ... ؟!!

SaMyaR
SaMyaR

دِلـَـــــمــ ؛ گـ ـاهے میــگیـــ ـرَد ! گـ ـاهے میــ ـسوزَد ! و حَتے گــ ـاهے ، گــ ـاهے نـَ ـه خیــلے وَقتـــ هـآ میـــ ـشِکَند ! امــ ـا هَنـــــ ـوز مے تَپـــَــد به خـُدا...

SaMyaR
SaMyaR

خدایا آنقدر خرابمـ که هیچ مرهمی آراممـ نمی کند! مــــــــــرا در اغوش خود بگیر دلـــــــمـ آرامش خدایی می خواهد

SaMyaR
SaMyaR

پادشاهی درزمستان به یکی ازنگهبانان گفت:سردت نیست گفت:عادت دارم گفت:میگویم برایت لباس گرم بیاورندوفراموش کرد، صبح جنازه نگهبان راديدندكه روی دیوارنوشته بود:به سرما عادت داشتم اماوعده لباس گرمت مرا ویران کرد

SaMyaR
SaMyaR

دلم گرفته بقدر تمام روزهایی که خندیدم وهمه ادم هارو خنداندم روزهایی بود که صدای خنده هایم گوش همه راکر میکرد ...اما... حالا صدای گریه ام راخودم هم نمیشنوم دلم...باران...می خواهد دلم...دریا... می خواهد دلم.....دل...می خواهد