دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

SaMyaR

خدایا... کاش اعتراف کنی جهنمی درکارنیست, برای ماهمین روزهای برزخی زمینی کافیست... درباره »
SaMyaR
مرد - مجرد
امتیاز: 2124

دنبال‌شدگان

(246 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(228 کاربر)

گروه‌ها

(6 گروه)

بازدید

SaMyaR
SaMyaR

♥ حال درخت سروی را دارم که سال ها در برابر طوفان های سهمگین ایستاد اما وقتی دل به نسیمی داد شکست♥ ♥ ♥

SaMyaR
SaMyaR

امروز يه پسره رو ديدم موهاش بلند تا پايين شونش. اين مسئله مهمي نيست .مسئله مهم اينجاس كه...... پسره با كـش عروسكي صورتي كه روي كشِ عكس زيـــبــاي خــفــته بود موهاشو بسه بووود!! تازه يه كلاه بافـت زرد كه عكس pooh بود سرش كرده بود!!!! خدايـــش حقش بود جف پا ميرفتم تو صورتش!!!!!!

SaMyaR
SaMyaR

اومدم خودکشی کنم همینجوری رفتم وسط اتوبان آقا ماشینا منو دریبل میزدن و رد میشدن یکیشون برگشت گفت مرتیکه مگه قیمت دلار دستت نیست لوازم یدکی گرون شده ؟ هیچی دیگه ، دپرس شدم برگشتم)

SaMyaR
SaMyaR

alan inja neveshte 150 nafar onlin chera man hich kodomo nemibinam

SaMyaR
SaMyaR

fekr konam onaee ke in moge inja hastan mese khodam roza to khaban shaba bidar

SaMyaR
SaMyaR

نگران نباش ! برو . . .‎ برای آتش دل شکسته‎ی من هم، آبی پیدا می شود. شاید مثل همیشه ، اشکهای مادرم!

SaMyaR
SaMyaR

ongadr badam miyad az onaee ke alaki mariz mishan khodeshono be mordan mizanan akhe alan yeki az on adama kenarame

SaMyaR
SaMyaR

bacheha kasi saitiro balade beshe bahash SMS rayegan ferestad??????man yekisho peyda kardam amma balad nistam bahash kar konam{-95-}

SaMyaR
SaMyaR

ey khodaaa.. daram mimiram .. sarma khordam galom dard mikone chesham dard mikonee ye mosalmon nis be dade man berese

SaMyaR
SaMyaR

همگی به صف ایستاده بودند تا از آنها پرسیده شود نوبت به او رسید : "دوست داری روی زمین چه کاره باشی؟ گفت: می خواهم به دیگران یاد بدهم، پس پذیرفته شد! چشمانش رابست، دید به شکل درختی در یک جنگل بزرگ درآمده است. باخود گفت : حتما اشتباهی رخ داده است! من که این را نخواسته بودم؟! سالها گذشت تا اینکه روزی داغ تبر را روی کمر خود احساس کرد ، با خود گفت : این چنین عمر من به پایان رسید و من بهره ی خود را از زندگی نگرفتم! با فریادی غم بار سقوط کرد و با صدایی غریب که از روی تنش بلند میشد به هوش آمد! حالا تخته سیاهی بر دیوار کلاس شده بود!

SaMyaR
SaMyaR

کنج اتاق، آرام نشسته ام جوانی ام چنگی به دل نمی زند مادر، برخیز، کفش هایم را پاک کن کیف و کتابم را بردار می خواهم به کودکی برگردم .... " زیاده خواه نیستم جاده‌ ی شمال.. یک کلبه ی جنگلی‌.. یک میز کوچک چوبی با دو تا صندلی.. کمی‌ هیزم.. کمی‌ آتش.. مه‌ جنگلی‌.. کمی‌ تاریکی محض.. کمی‌ مستی.. کمی‌ مهتاب.. و بوی یـار.. و بوی یـار.. و بوی یـار .. تـو باشی مـن باشم و ..هــیچ دنــیـا هم ارزانی خودشان "

SaMyaR
SaMyaR

کوچک که بودیم تاب نداشتیم، بزرگ که شدیم کوچکتر شدیم تا بی تاب تر شویم

SaMyaR
SaMyaR

غروب غمهایت را به هر قیمتی خریدارم ، اگر همدم شبهای "تنهایی" من باشی

SaMyaR
SaMyaR

آرامتــر تکــانـش دهیــد. مـَـرگ مَغـــزی شُــده…بــایـد زودتـــر دفــن شــود… چیـــزی بــَرای اِهـدا هـــم نــدارد… اِحســـاسَـــم استــــ ! تــــا همیـن دیــروز زنـده بـــوده … خـــــودمــ دیـــدمــ ، کِســـی لِهــــش کــــــرد و رَفــتـــــ..

SaMyaR
SaMyaR

به خاک نشستنم را ، به سخره نگیر رهگذر! روزگاری سری در میان ابرها داشتم. . .

SaMyaR
SaMyaR

هر خطا از چشم آید ، عذر میخواهد لبت/تلخی بادام را شِکَر تلافی میکند