SaMyaR
♥ حال درخت سروی را دارم که سال ها در برابر طوفان های سهمگین ایستاد اما وقتی دل به نسیمی داد شکست♥ ♥ ♥
SaMyaR
منتـــظر هیــــچ دستی در هیــــچ جای این دنیــــا نبـــاش, اشک هایت را با دست های خـــودت پــــاک کن که .... همه رهگـــــذرن ...
SaMyaR
روزها میگذرد و من خسته تر از دیروزم ..... گم کردگان می یابند و من گم کرده تر از دیروزم..... بهار می آید و من پاییزی تر از دیروزم ..... باران میگیرد و سیل می آید و من خشک و بی روح تر از دیروزم..... عشق میدهندو عشق میگیرند و من بی حس تر از دیروزم ..... میگویند و میخندند و من گریان تر از دیروزم..... همه هستند و من نیست تر از دیروزم .....
SaMyaR
اشتباه من این بود هر جا رنجیدم لبخند زدم ! فکر کردند درد ندارد سنگین تر ضربه ها رازدند . . .
SaMyaR
رو بعضی ها باید برچسب زد :#تست-شد ، آدم نیست !
SaMyaR
دلتنگی چه حس بدی است.... تنهایی چه حس بدی است کاش... پاره ای ابر میشدم دلم مهربانی می بارید کاش نگاهم شرار نور میشد اشتی میدادش و که دوست داشتن چه کلام کاملی است و من... چقدر دلم تنگ دوست داشتن است!
SaMyaR
آره... خودشه.... هیچ تغییری نکرده فقط... اونی که کنارشه من نیستم...!
SaMyaR
دمش گرم … باران را میگویم ؛ به شانه ام زد و گفت : “خسته شدی ؟ امروز تو استراحت کن ، من به جات می بارم”