sanaz
حرفهایم را تعبیر میکنی ، سکوتم را تفسیر ، دیروزم را فراموش ، فردایم را پیشگویی ... به نبودنم مشکوکی ، دربودنم مردد ، ازهیچ گلایه میسازی.... ازهمه چیز بهانه ، من ، کجای این نمایشم ...؟!
sanaz
با نت های ضربان قلبم بنواز آهنگ دوست داشتن را ... تا زیباترین رقصم را بر فراز ابرهای خیالت ببینی ...
sanaz
رفته ای و من هر روز به موریانه هایی فکر می کنم که آهسته و آرام گوشه های خیالم را می جوند . تا بی خیال نشده ام برگرد !!
sanaz
من آدمی نیستم که با این زخم ها دردم بگیره!ولی این اشک ها رو کی میخواد گردن بگیره
sanaz
یادش بخیر قدیمـا رو عیدی فک و فامیل حســـــاب باز میکردیم امسال خیلـــی بهمون لطف کنن ماچمون میکنن...
sanaz
یکی زیر ... یکی رو ... می بافی تار وجودت را به پود تنم... !
sanaz
به ســـرنوشـت بگـــــویــــــید اسباب بازی هایـــــش بی جان نیستــــند ؛ آدمنــد ، می شکـــــنــــنـد .... آرام تـــــــــر ... !
چیشده دم از ناراحتی میزنی
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 11 ساعت و 58 دقيقه قبلسلام
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 11 ساعت و 58 دقيقه قبلhi
13 سال و 11 ماه و 6 روز و 9 ساعت و 47 دقيقه قبلمرسی
13 سال و 10 ماه و 26 روز و 21 ساعت و 37 دقيقه قبل