sanaz
هر کی که بهت گفت دوست دارم ، باور نکن ، خیلی ها میگن بارون رو دوست داریم ولی با چتر میرن زیرش
sanaz
بیا آخرین شاهکارت را ببین . . . مجسمه ای با چـشمانی باز ، خیره به دور دست . . .شاید شرق ، شاید غرب,,,,مبهوت یک شکست ، مغلوب یک اتفاق ، مصلوب یک عشق ، مفعول یک تاوان,,,,,,خرده هایش را باد دارد می برد . . . ... و او فقط خاطراتش را محکم بغل گرفته . . . بیا آخرین شاهکارت را ببین مجسمه ای ساخته ای به نام « من »...
sanaz
دلم فـال می خواهــد ... قهــوه ... تــاروت ... نمی دانــم ؟! هر چه باشـــد ، ... هر چه نقـــش تــو را در این روزهـــــای بــیرنـــگ ... پــــر رنـــگ کنــــد !!! دلم پــر است از این همـــه روزهـــای خـــالی ...!!!
sanaz
زیبایی ات دیکتاتوری است که کلمات را در من به گلوله می بندد و هر لحظه شعری در من شهید می شود
sanaz
کوه با نخستین سنگ ها آغاز می شود و انسان با نخستین درد. در من زندانی ستمگری بود ... که به آواز زنجیرش خو نمی کرد- من با نخستین نگاه تو آغاز شدم.
sanaz
نامم را پدرم انتخاب کرد ، و نام خانوادگیم را یکی از اجدام ، دیگر بس است ، راهم را خودم انتخاب خواهم کرد ( دکتر علی شریتی )
sanaz
به سلامتیه کسانی که هرگز تکرار نمیشن و نبودن هایی که هیچ بودنی جبرانشان نمیکنه
sanaz
آن دم که با تو*ام، همه عالم ازان من آن دم که با توام، پُِرم از شعر و از شراب می*ریزد آبشار غزل از زبان من آن دم که با توام، سبکم مثل ابرها سیمرغ کی* رسد به بلندآسمان من
sanaz
چه فـرق مى كند كه چـــــــــــــــرا ! ؟ یــــــــــــا از چــــــــــــه وقـت! یـا چطـور شـد كه . . .! چه فـــــــــــــــرق میكـند ؟! ... وقتى تــو بـایـد بــــــــــــــاور كنـى . . . ... ... كه نمـى كـــــــــنى !! و من بــایـد فـرامـــــــــوش كــنم . . . كـه نمـــــى کـــــنم !!
sanaz
حالا بدان تو که رفتی در حسرت بازگشت یک آسمان اشک آن شب در کوچه پایشده بودم هر گز پشیمان نگشتم از انتخاب تو هرگز رفتی که شاید بدانم بیهوده رنجیده بودم
sanaz
در مقابل تقـــــدیر خداوند مثل کودکــــــی یک ساله باش که وقتـــــی او را به هوا می اندازی می خنـــــــدد چون ایمـــــان دارد که تـــــو او را خواهـــــی گرفت !!!
sanaz
هیچکس از ارتفاع نمی ترسد ... همه از سقوط می ترسند هیچکس از بازی نمی ترسد ... همه از باخت می ترسند هیچکس از تاریکی نمی ترسد ... همه از آنچه که در آن است می ترسند هیچکس از جمله ی " من دوستت دارم " نمی ترسد ... همه از واکنش به این جمله می ترسند...
چیشده دم از ناراحتی میزنی
13 سال و 11 ماه و 4 روز و 11 ساعت و 54 دقيقه قبلسلام
13 سال و 11 ماه و 4 روز و 11 ساعت و 54 دقيقه قبلhi
13 سال و 11 ماه و 3 روز و 9 ساعت و 44 دقيقه قبلمرسی
13 سال و 10 ماه و 23 روز و 21 ساعت و 33 دقيقه قبل