دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

sanaz

delboridam ke nabandam del be tekrare jodayiiii درباره »
sanaz
زن - مجرد
امتیاز: 1325

دنبال‌شدگان

(99 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(494 کاربر)

گروه‌ها

(10 گروه)

بازدید

sanaz
sanaz

زمانی فراموشت میکنم که بالای سنگ قبرم با افسوس بگویی: کاش زنده بودی...

sanaz
sanaz

به ســـرنوشـت بگـــــویــــــید اسباب بازی هایـــــش بی جان نیستــــند ؛ آدمنــد ، می شکـــــنــــنـد .... آرام تـــــــــر ... !

sanaz
sanaz

دلتنــــــــگم اندکی آغـــــــــوش!!! ترجیحا عاشقانه..

sanaz
sanaz

به من نگو خیانت چیه ! حالا دیگه لحظه به لحظه نبودنت خیانت بزرگیه !

sanaz
sanaz

صدایت میکنم هر شب ، تو هم امشب صدایم کن تو مغروری ، غرورت را فقط یک شب فدایم کن!♥

این ارسال را بازنشر کرده است.
sanaz
sanaz

سبابه ی انگشتم آبی نخواهد شد... تا وقتی کف خیابان قرمز است!

sanaz
sanaz

تنهایی خود را مقدس بدار تا زمانی که چیزی مقدس تر از آن نیافته ای، در تنهایی خود بمان.!! .

sanaz
sanaz

همدم تنهایی ها باش... نه هم دم تن هایی که تنت را فقط برای یک شب می خواهند...!!!

sanaz
sanaz

گاهی تنهایی آنقدر قیمت دارد که درب را باز نمی کنم حتی برای “ تو ” که سالها منتظر در زدنت بودم

این ارسال را بازنشر کرده است.
sanaz
sanaz

نــامــت را... خــاطـراتــت را... بــو سـه هـایــت را... و لـمـس حـس بــودنـت را... هـمـه ُهـمه را ، بــه دسـت سـرد بــاد سپـُـردم! یــــادم تـــو را فـــــــرامــــــــوش! —

sanaz
sanaz

در دلم حس غريبي ست که يک مرغ مهاجر دارد و چه اندوه عجيبي ست که در خلوت دل ياد يک دوست نباشد که تو را غرق تماشا سازد

sanaz
sanaz

رهایش کن آنرا که رهایت کرد ... شاید که او از چیزی که نمیدانی رنجیده است ... ... این را کسی گفت که رهایش کردم و رنجید از رنجشم ... و حقیقت این است : من نرفتم . او رهایم کرد ...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
sanaz
sanaz

‎ تنهـــــا 10 دقیقــــه دیرتــــر رسیــــدم امــــــا همـــه چیــــز دُرســــت مثــــل ِ صحنــــه ِ جنایــــت دست نخــــورده بود و بی نقــــص... : فنجـــــان ِ نیمــــه پـــُـــر ... سیگـــــار ِ ناتمــــام صندلـــــی ِ کج و تکه ای کاغـــــذ که بر رویش نوشتــــه بودی : " من رفتـــــــــــــــم "...!!!!

sanaz
sanaz

یک پنجره ساخته ام پشت حیاط خلوت دلم....!!! که درست سر بزنگاه چشمانت آبرویم را بـــِدَرَد....!! حالم را دوست دارم...همین حالی که ثانیه به ثانیه بهانه ات را میگیرد... گاهی وقت ها حتی اشکم را هم سرازیر می کند... درست تا سر سنجاق های وصله زده به موهایت... ... که قلب پاره پاره شده ام را وصله میزنم با یاد سنجاق هایی که.. خودم از موهایت جدا می کردم..

sanaz
sanaz

تقدیر من این است که با درد بسازم از این دل نامرد دلی مرد بسازم انگار قرار است که من داغ دلم را با گریه ی چشمان خودم سرد بسازم ....

sanaz
sanaz

بزرگترین حرف های کینه توزانه با این جمله توجیه میشه : ” به خاطر خودت میگم “