sanaz
آدم هـا می آینـد زنـدگی می کننـد می میـرنـد و می رونـد ... امـا فـاجعـه ی زنـدگی ِ تــو آن هـنگـام آغـاز می شـود کـه ... آدمی می رود امــا نـمی میـرد ! مـی مـــانــد و نبـودنـش در بـودن ِ تـو چنـان تـه نـشیـن می شـود کـه تـــو می میـری در حالـی کـه زنــده ای ...
sanaz
عشق فرآیندی است که در طی آن من به تو کمک کنم تا به خود واقعی ات نزدیک تر بشوی، نه آن چه من می خواهم.
sanaz
احــســاس ســوختن بـــه تمــاشــا نیســـت...آتـــش بگیـــر تـــا بــدانــی چــــه مِِــی کـــشم........
sanaz
زندگی مثل یک مثلث می مونه که سه زاویه اش خانواده و ثروت و سلامتی ست. اگر بتونی این سه زاویه را مساوی نگهداری خوبه وگرنه با بزرگ کردن هر یک از زاویه ها اون دوتای دیگه کوچک می شود....
sanaz
کدوم حس بدتره و دوست نداری تجربش کنی ؟ 1.دلـــتـــنـــــــگی 2.انتــــــــــــــــظار 3.بلاتکلیــــــــفی 4.تنهایـــــــــــــی 5.خیانــــــــــــــت 6.تـــــــــــــــــرس 7.عاشــــــــــقی
sanaz
مـــــــــــــرد است دیگر... گاهی غیرتی میشود گاهی تند میشود گاهی عاشقانه میگوید.. مـــــــــــــرد است دیگر.. ... غرورش آسمان و دلش دریاست... تو چه میدانی ازبغض گلو گیر کرده یک مـــــــــــــرد.. تو چه میدانی که چشمانت دنیای او شده.. تو چه میدانی تپش قلب و انتظار دیدنت چگونه است تو چه میدانی تکیه گاه بودن و درد روزگار را به خود کشیدن برای آسایشت چگونه است تو چه میدانی از هق هق شبانه او که فقط خودش خبردارد و خدای خودش....
sanaz
جاده ها پر است از یک نگاه و من در امتداد لحظه ها بدنبال حضور دیگری هستم افق خاکستریست دم دم های غروب است جاده پر است از سکوت بوی رودخانه و صدای گنجشکان و من منتظر پشت پنجره مثل هر غروب پرم از نیامدن هایت.....!!!
sanaz
وقتی جهان از ریشه ی جهنم آدم از عدم و سعی ... از ریشه های یأس می آید وقتی که یک تفاوت ساده در حرف کفتار رابه کفترتبدیل می کند باید به بی تفاوتی واژه ها و واژه های بی طرفی مثل نان دل بست نان را از هر طرف بخوانی نان است
sanaz
وقتی که دیر رسیدم و با دیگری دیدمت فهمیدم که گاهی هرگز نرسیدن بهتر است از دیر رسیدن!
sanaz
راست گفته اند كه دنیا دو روز است, یك روز به نفع تو و یك روز به ضرر تو...
sanaz
حبابها را دوست دارم با تو صادق هستند میتوانی آن طرفشان را ببینی دلشان هم برای تو میترکد وقتی غصه داری ... حباب نباش ولی دل داشته باش
sanaz
درزندگی یادگرفتم ... دوست شوم،بخندم،گریه كنم،گاهی بغض كنم، ببخشم... ولی ای كاش یاد میگرفتم كه گاهی فقط گاهی نیز فراموش كنم............!
چیشده دم از ناراحتی میزنی
13 سال و 11 ماه و 4 روز و 11 ساعت و 53 دقيقه قبلسلام
13 سال و 11 ماه و 4 روز و 11 ساعت و 53 دقيقه قبلhi
13 سال و 11 ماه و 3 روز و 9 ساعت و 42 دقيقه قبلمرسی
13 سال و 10 ماه و 23 روز و 21 ساعت و 32 دقيقه قبل