دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

آقای دوزلی

بده آدم از خودش تعریف کنه درباره »
آقای دوزلی
مرد - مجرد
امتیاز: 492.82

دنبال‌شدگان

(95 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(112 کاربر)

گروه‌ها

(28 گروه)

بازدید

آقای دوزلی
آقای دوزلی

عطر های گرون قیمت رو ول کن، آدم باید بوی اعتماد بده …

آقای دوزلی
آقای دوزلی

فکرم مسموم شده . . . از بس هرشب خیال تورا خورد . . .

آقای دوزلی
آقای دوزلی

یکی از رفقا سوغاتی شورت 40 دلاری واسم آورده! موندم میخوام برم عروسی، رو شلوار بپوشمش یا زیر!

آقای دوزلی
آقای دوزلی

تازگی‌ها یه شلوارک گشاد و راحت خریده‌م، اون‌وخت پام كه می‌کنم نیم ساعت یه بار به پاهام نگاه می‌کنم تا مطمئن شم پامه

آقای دوزلی
آقای دوزلی

چند وقت پیش تو سعادت آباد آئودى آر هشت دیدم . داشتم به این فكر میكردم كه من تو need for speed هم پولم نمیرسه اینو بخرم

آقای دوزلی
آقای دوزلی

خیلیا یادشون میاد..... یه زمانی یکی از آرزوهای ما این بود که بریم کلاس چهارم تا بجای مداد با خودکار بنویسیم!!!

آقای دوزلی
آقای دوزلی

فعلاخداحافظ همگی

آقای دوزلی
آقای دوزلی

مـن'' مهــــــــم نیست ''تــو'' هم مهــــــــم نیستی مهــــــــم ''مــا'' بـود کـه از بیـــــــن رفت...

آقای دوزلی
آقای دوزلی

دست دوستم یه گوشی ایفون دیدم حسودیم شد اومدم خونه به مامانم میگم من یه اپل میخوام؟ ین لبخند مرموز زد! شب كه بابام اومد دستش یه پلاستیك سیبه میگه تو فك كردی من وبابات انگلیسی بلد نیستیم!

آقای دوزلی
آقای دوزلی

آقا خروسه ضمن اظهار خوشنودی از افزایش قیمت مرغ ادامه داد، خیلی خوشحالیم که به بالاخره نوامیس عریان ما از پشت ویترن ها جمع آوری شد !

این ارسال را بازنشر کرده است.
آقای دوزلی
آقای دوزلی

خواستم بگویم کیستم،دیدم نگفتن بهتر است! چه سود آنکه با من نمی ماند.همان بهتر که نشناسد مرا...آنکس که می ماند،خود خواهد شناخت.

آقای دوزلی
آقای دوزلی

سعی کن تنها باشی زیرا تنها بدنیا آمدی و تنها از دنیا خواهی رفت، بگذار عظمت عشق را درک نکنی، زیرا انقدر عظیم است که تو را نابود خواهد کرد...!!!

آقای دوزلی
آقای دوزلی

وقتی قرار شد من بیقرار تو باشم، ناگهان تو تنها قرار زندگی ام شدی!..

آقای دوزلی
آقای دوزلی

دیشب یه پشه اومد منو گزید .افتادم دنبالش .گوشه اتاق خفتش کردم . اومدم بکشمش . بهم گفت بابا . راست می گفت . من باباش بودم . خون ِ من تو رگاش بود . بغلش کردم تا صبح ۲ نفری گریه می کردیم

آقای دوزلی
آقای دوزلی

پدر: دخترم این موقع شب تو بالکن چیکار میکنی؟ دختر: دارم ماهرو میبینم بابایی! پدر: پس بیزحمت به ماهت بگو خبر مرگش ماشینشو خاموش کنه صداش نمیذاره بخوابیم!!!

آقای دوزلی
آقای دوزلی

مانند هیزم های مصنوعی شومینه می سوزم وپایان ندارم....درد یعنی این...!!!!!