abisefid(امیر)
از حساب و کتاب بازارعشق هیچگاه سر در نیاوردم و هنوز نمی دانم چگونه می شود هربار که تو بی دلیل ترکم می کنی من بدهکارت می شوم . . .
abisefid(امیر)
می گفت: به حساب خیال بافی ام نگذار! اما ستاره ای دارم در تیره ترین شبها! و فقط می خواستم که بدانی! می شود حتی دل خوش کرد! به چراغهای کوچک یک هواپیما !!! به او گفتم: سلام مرا به ستاره ات برسان ، به او بگو! من هیچ ستاره ای ندارم! و دل خوشم به انبوه ستارگانی که در شب تاریک از چشمانم جاریست. و به انتظار ستاره زندگیم! نسیم عشق را در سحرگاه خلوتم چشم به راهم!!
abisefid(امیر)
رابطه هاي تمام شده را آنقدر كش ندهيد كه با خيانت تمام شود خصوصا اگر شما اهل خيانت نيستيد پاره ميشويد !!
abisefid(امیر)
ذهن را درگیر با عشقی خیالی کرد و رفت / جمله های واضح دل را سوالی کرد و رفت / چون رمیدن های آهو ناز کردن های او / چشم و دستان مرا حالی به حالی کرد و رفت /
abisefid(امیر)
بی تو شبم با ستاره ، شام غریبان است / با تو شبم بی ستاره ، نیز چراغان است / مثل گلی نوشکفته در وسط پاییز / آمدنت آخرین تلاش زمستان است
abisefid(امیر)
هنوز بر لب سرخ تو رد لبخند است/ بخند چون که برای دلم خوشایند است/ چقدر جاذبه دارد نگاه گیرایت/ هنوز عکس نگاهت به قاب دل بند است................
abisefid(امیر)
رفتم ، مرا ببخش و نگو او وفا نداشت راهی به جز گریز برایم نمانده بود این عشق آتشین پر از درد بی امید در وادی گناه و جنونم کشانده بود............
abisefid(امیر)
به یقین بی تو در این کوچه دلم می پوسد رفتی و عمر مرا غرق تباهی کردی...... باز هم تنگ غروب است و شب و حسرت و درد منم و خستگی راه و دل پر دردی......... لب این جاده دلم تا به ابد می ماند به امیدی که از این راه تو بر میگردی....... مانده از رفتن تو از من غمگین برجای یک دل غمزده و روح بیابان گردی............... پشت این پنجره دل منتظر توست ،بیا... به دلم گفته ام ای دوست.... تو بر می گردی.....
abisefid(امیر)
وقتی تو نیستی نه هست های ما چونان که بایدند نه باید ها هر روز بی تو روز مباداست آیینه ها در چشم ما چه جاذبه ای دارند آیینه ها که دعوت دیدارند دیدارهای کوتاه از پشت هفت دیوار دیوارهای صاف دیوارهای شیشه ای شفاف دیوارهای تو دیوارهای من دیوارهای فاصله بسیارند آه.. دیوارهای تو همه آیینه اند آیینه های من همه دیوارند