abisefid(امیر)
/روز شمار رویدادهای دهه اول محرم/روز اول: مسلم بن عقیل علیهالسلام روز دوم: ورود کاروان به کربلا روز سوم: حضرت رقیه علیهاالسلام روز چهارم: حضرت حر و اصحاب علیهمالسلام، طفلان زینب علیهماالسلام روز پنجم: اصحاب و عبدالله بن الحسن علیهمالسلام روز ششم: حضرت قاسم بن الحسن علیهالسلام روز هفتم: روضه عطش، علیاصغر علیهالسلام روز هشتم: حضرت علیاکبر علیهالسلام روز نهم: روز تاسوعا، حضرت ابوالفضل العباس علیهالسلام روز دهم: روز عاشورا، حضرت اباعبدالله الحسین علیهالسلام، حضرت زینب علیهاالسلام و شام غریبان روز یازدهم: حرکت کاروان از کربلا روز دوازدهم: ورود کاروان به کوفه روز سیزدهم: مصائب حضرت امام سجاد علیهالسلام و زینب کبری علیهاالسلام در کوفه و مسیر شام
abisefid(امیر)
یه وقت به سرت نزند! که شعرهایم را بتکانی... چرا که رسوا خواهم شد...! و همه خواهند دید!! لحظه لحظه تو را "میان واژه هایم"...!
abisefid(امیر)
هر گاه مرا دوست نداشتي فرياد مكن آرام در گوشم بگو تا آهسته بميرم.
abisefid(امیر)
روزی که درب عشق از خانه ای شکست ساقی به روی خاک پیمانه ای شکست زآن لحظه حرمت جانانه ای شکست تا کربلا دل دردانه ای شکست آواره گشته و دور از وطن حسین ای عشق عالمین – ارباب من حسین سرهای قدسیان بر حلقه عزا چشمان عرشیان خونین شد ای خدا در قلب عاشقان شد خیمه ها به پا آوای کاروان هر دم زند صلا هر کس ندا کند ارباب من حسین
abisefid(امیر)
تو به افتادن من در خیابان خندیدی و من تمام حواسم به مردم شهر بود که عاشق خنده هایت نشوند...
abisefid(امیر)
دلم خوش بود که یارم با وفا بود / کمی از زندگیش از آن ما بود ولی افسوس که فکر ما غلط بود / که زنگ تفریحش احساس ما بود . . .
abisefid(امیر)
این شهر پر از صداے پاے مردمیستـ کهـ همچنانـ کهـ تو را میبـوسند. . . طنابــِ دارتـ را میبافند... مردمانے کهـ صادقانهـ دروغ میگویند و عاشقانهـ خیانتـ میکنند. . . کاش. . . دلها آنقدر پاکـ بـود کهـ براے گفتنـِ " دوستتــ دارمـ " نیازے بهـ قسمـ خوردنـ نبـود ....! (فروغ فرخزاد )
abisefid(امیر)
حلالم کن اگر دوری اگر دورم...اگر با گریه میخندم حلالم کن که مجبورم...بگو عادت کنم بی تو که میدونی نمیتونم...که میدونی نفسهامو به دیدار تو مدیونم...
abisefid(امیر)
عقب تر برو بگذار بی تو نفس کشیدن را، تجربه کنم خوب میدانم ، مادام که نباشی هوا بی منطق نفس گیر میشود برایم...!
abisefid(امیر)
فـِـکر کردن به مـَـن ِ عادتـــ تــ ــو بــود ترک عادتـــ کـردی و به هــمه ثابتــ کــردی ترک عادتــ موجــبِ مــَـرض نیستـ ...............
abisefid(امیر)
گاهی بیش از تصور دلم تنگ دستانت تنگ نگاهت میشود گاهی دلتنگی را گم می کنم ومیخندم آنقدرمیخندم که میان خنده گریه ام می گیرد
abisefid(امیر)
چیدمانی از اطلسی های نگاهت به موازات بوی نم کوچه ای باران خورده سرشارم میکند به نرمی حس یک شاپرک آنگاه که بدرقه ام میکنی با خمار چشمانت به نشئگیم. یادت هست خداحافظی شبانه ها را به بدرقه ای نا خواسته به تلاشی برای کوتاه کردن قدمها به گیرش آستینم من تو را میرساندم از لابلای تاریک کوچه ها اما بی که سیر شویم بر می گشتیم اینبار به بهانه یک رساندن دیگر تو مرا می رساندی... ................. و حالا که در هر آغوش استقبال در آستانه در، تمام قد میبینمت یادمان باشد دیروزهای پیلگی خودمان.
abisefid(امیر)
بـــِینـ رگبآر بــی رَحمـانهـ ی وآژهـ هآ گـیر اُفتـ ـادَمـْ ... زَخــمـی اَمـْ کردَنــد ... اِحـ-ـسآسَمــْ رآ کُشتنــد ... قلبمـْ رآ بهـ خونــْ کشیـدنـد ... وجـ ـودمـْ رآ بـهـ آتشـْ کشیــدنـد ... وَ بَــــعد اَز ویــرآنــی کـامِلمـْ .... دَر سُکـ ـوتـــِ کآمــِلــ بهـ صُــلحــ رســیدنـد ... وَ حــالا منــْ مآندهـ اَمـْ وَ روحـــی زَخــمی اَز هُجــومـِ وآژهـ هـا ....