دایی جون
با نهایت تعصف به علت حادثه دلخراشی که باعث فوت یکی از بستگانم شد چند روز اینجا نخواهم امد با تشکر
amin.poursltan
به مهتاب گفتم: که به تو بگوید: که بگویی: بامن می مانی خواهم گفته :تا ابد .
amin.poursltan
زندگی رازهایم را به فراموشی بسپار چون که ازبیاد اوردن انها شرمگین می شوی
amin.poursltan
جاتون خالی دارم فالوده شیرازی می خورم همتون یادمی کنم ا
amin.poursltan
نامم را پدرم انتخاب کرده لقبم را جدم دیگه بست است راهم را خودم انتخاب می کنم "دکتر علی شریعتی"
amin.poursltan
من هم مانند سکه هستم که از هر طرف ببین 2رو ان را با ضرب طلا کوبی کردن اما درد ان این نیست بلکه این است به کس و ناکس اطمینان باید کند
amin.poursltan
زندگی را دوست دارم چون که در ان اسم گلی راشنیدم که یادم اورد عادت خوب بودن را که ؛در تمام لحظات خاطرات بود آن را ندیدم
amin.poursltan
آرزو کرد که از عشق دور شوم ولی بی عشق تنها از خودم دور ماندم <>>خوشی بر ما اه کشید رفت کنار <<> در حسرت دیدار تو آواره ترینم
amin.poursltan
از خاطراتم تنها یک جمله باقی مونه ده (دوستت دارم با دل جان ) مرُدم از تنها رفتن هرگزنرسیدن
amin.poursltan
هر شب قبل از خواب دعا می کنم اونی که دوســــــتــش دارم بهم نزدیکتر شه ولی انگار دعارو باید برعکس بگم، گاهی یک فاصله 2میلیار کیلو متری بینمون می افته
amin.poursltan
ازم پرسید: دیشب کجا بودی؟ گفتم:سرکار .گفت: کجا! گفتم در فکر تو که شاید بیایی؟
amin.poursltan
در این تابستان گرم دلم بسردی زمستان قطب جنوب شد