هر چی بزرگ و بزرگتر میشیم #اشتباهاتی که مرتکب میشیم کمتر اما #بزرگتر میشن و گاهی اوقات خطرناک تر، اشتباه کردن بد نیست برا همه پیش میاد مهم اینه که قدرت اینو داشته باشیم که بگیم: #من-اشتباه-کردم " که خب من یکی کمتر دیدم آدمی که به راحتی بگه من اشتباه کردم، بعضی وقتا یه #لشکر آدم جمع میشن تا به یه نفر بفهمونن اشتباه کرده و اشتباه خودشو قبول کنه!!!!!اما متاسفانه بازم نمیگه!!!! همیشه #زمین و زمان و در و دیوار و این و اون #مقصرن هیچوقت من مقصر صد در صد نیستم!!! اگه این حس من بی #خطا هستم نبود شاید خیلی از کدورت ها و دردها و مشکلات هم نبود! شاید #بخشیدن راحتر بود.
شایعه شده تو روستاهای اطراف ما یه حیوون عجیب غریبی اومده که جگر همه ی بز و بزغاله ها رو میخوره و میره و توانایی بالا رفتن از دیوار رو هم داره،خلاصه که روزا از ترس گرما شبام از ترس این حیوون کسی از خونه بیرون نمیره، ،،،،،،،،حالا من به شماره این یارو که میاد خنده بازار و حیوونای عجیب و غریب رو معرفی میکنه نیاز دارم هم اکنون به یاری سبزتان محتاجیم
قبلا هر وقت با تلفن حرف میزدم همش میگفتم؛آها خوبه،خوبه،خوبه که و . . . و خواهرم بعد هر بار قطع کردن تلفنم بهم میگفت؛خوب شد؟!خوب شد؟! نع خوب شد با این خوب خوب کردنات آبرو نزاشتی واسمون؟ ،یادش بخیر کل روز راجع به #خوب جر و بحث میکردیم،الان دیگه شش دنگ حواسم جمعه نگم خوبه
با #حجاب راحترم،هم داشتنشو تجربه کردم و هم نداشتنش وقتی حجاب دارم،با نادیده گرفتن نگاه اطرافیان و تمسخرشون خودم حس بهتری دارم راحتر میتونم راه برم،بخندم،با دیگران حرف بزنم و در کل استقلال بهتر و بیشتری دارم، و همچنین هیچوقت به خودم اجازه ندادم به کسی راجع به داشتن یا نداشتن #حجاب چیزی بگم چون #به-نظر-من حجاب اختیاریه حتی خدا هم زور نکرده،اگه زوری بود که آدم اختیار نداشتخلاصه که هر طور راحتین رفتار کنین
اعتراف-میکنم هر وقت برا پستای @OoOoaLi(Hi-bYE)oOoO دیدگاه گذاشتم طی مدت زمان اندکی پشیمانی گریبان گیرم شده زیرا که تعداد دیدگاهای جدیدش سر به فلک میکشن
ما تازه اول دبیرستان که رفتیم جزوه مینوشتیم اونم برا درس شیرین عسل ریاضی،این دبیر مام #عادت داشت همیشه میگفت نکته بنویسین،یه بار با چشمای خودم دیدم که بعضی از بچه ها به جای #نکته نوشتن #نقطه از اون به بعد منم #عادت-کردم تا میگن نکته میگم: #نقطه
یه دختر دایی دارم 8 سالشه،دیروز که دیدمش کف دستش یه قلب تیر خورده کشیده بود ،میگم این چیه کشیدی کف دستت بچه؟ میگه؛قلبه میپرسم؛این تیر چیه پس؟ فرمود اینم خطشه دیگهمعلوم نیس کجا از اینا دیده بچه گنا ما همسن اینا بودیم به قلب میگفتیم پنج برعکس
#اعتراف-میکنم بعضی وقتا که جو میگیره منو و میخوام پستای غمگین بنویسم .*.همینکه دو کلمه نوشتم پشیمون شدم و پاکش کردم،،،،هر چی هم به #دنبال دلیلش می گردم به هیچی نمیرسم
یکی از #آرزوهای مادیم سفر به دور تا دور #ایرانه، ،،،/شهر به شهر روستا به روستا همه ناشناخته ها و جاهایی که کمتر دیده شدن رو ببینم و امید دارم که یه روزی برآورده اش میکنم
مـبـارکـا بـاشـی بـانـو :**
13 سال و 12 روز و 23 ساعت و 24 دقيقه قبلممنون عزیزم
همچنین شما
روزت مبارک
13 سال و 12 روز و 23 ساعت و 20 دقيقه قبل:**
13 سال و 12 روز و 23 ساعت و 13 دقيقه قبل