رقص دست نرمت ای تبر بدست- با هجوم تبر گشنه و سخت- آخرین تصویر تلخ بودنه- توی ذهن سبز آخرین درخت- حالا تو شمارش ثانیه هام- کوبه های بی امونه تبره- تبری که دشمن همیشه- این درخت محکم و تناوره- من به فکر خستگی پر پرنده هام- تو بزن،تبر بزن- من به فکر غربت مسافرام- اخرین ضربه رو محکمتر بزن
توی این غروب دلگیر جدایی توی غربتی که همرنگ چشاته همیشه غبار اندوه روی گلبرگ لباته حرفی داری روی لبهات اگه آه سینه سوزه اگه حرفی از غریبی اگه گرمای تموزه تو بگو به این شکسته قصه های بی کسی تو اضطراب و نگرانیت حرفای دلواپسی تو