احمد حسینی
داری از دست های کسی میروی / که هر بار صحبت از رفتنت شد / زبانش را گاز گرفت و زیر لب / تمام اعتقاداتش را / تف کرد
احمد حسینی
ندارم ناله و آهی شراب غم نمی نوشم / نمیگیرم گل و گلدون غمت میشه فراموشم * نمیمونم منم اینجا تو دنیایی که تو نیستی / چیکار کردی که تونستم با چشمای تو جادو شم
احمد حسینی
گزارش تصویری از نمایشگاه فوتوکینا ۲۰۱۲
احمد حسینی
عقیده بعضی انسانها بر مبنای عقده اشان شکل می گیرد . . .
احمد حسینی
از عشق مکن شکوه که جای گله ای نیست / بگذار بسوزد دل من مسئله ای نیست * من سوخته ام در تب ، آنقدر که امروز / بین من و خورشید دگر فاصله ای نیست * غمدیده ترین عابر این خاک منم من / جز بارش خون چشم مرا مشغله ای نیست * در خانه ام آواز سکوت است ، خدایا / مانند کویری که در آن قافله ای نیست * می خواستم از درد بگوییم ولی افسوس / در دسترس هیچکسی حوصله ای نیست * شرمنده ام از روی شما بد غزلی شد / هرچند از این ذهن پریشان گله ای نیست
احمد حسینی
معاون وزیر ارتباطات: مگر همه باید بنز سوار شوند؟
احمد حسینی
اگه مــَـن عـــــ♥ــــاشِقِ دیــــــوار بودَمــ ... تــــَـــرک می خوردُ یه پَنجـَـــره مـﮯ شـُد ! اگه ♥غـــَــــــمـِـ چِـشامـــو♥ آیـــــنه مـﮯ دید ... دِلـــِـــش دَرگیرِ این مَنظــَــره مـﮯشـُد ! اگه تنهـــ♥ـــاییمو به شــَـب مـﮯ گُفتَمــ ... همه شهــــرُ بَرامــ بــــیدار مـﮯ کـَرد ! اگه با کــــــوه دَردِ دِلــ♥ـــ مـﮯ کـَردَمــ ... صــِــدامـُــ لااَقل تِکـــرار مـﮯ کـَرد !