احمد حسینی
داری از دست های کسی میروی / که هر بار صحبت از رفتنت شد / زبانش را گاز گرفت و زیر لب / تمام اعتقاداتش را / تف کرد
احمد حسینی
بُنياد ِ مـَـن از پــايــه هـا سُـسـت اسـت کـــه بــا هـَـر تلنگــر تـــو اين طـور مي لــرزم ! اشکـال از ضـربــه هــاي تــو نيست ؛ بــاور کــن !! ايـن کــوه بيهـوده سـَـرپـــا مـانــده اسـت ! ...
احمد حسینی
سالهاست که غرقیم در این اقیـانـوس...
احمد حسینی
بعضی خاطره ها مثل...!! مین های عمل نکرده توی وجودت کاشته شده اند...!! با یک حرف می ترکانندت...!!
احمد حسینی
خوب فهمیده ای که پشت کردن به وطن جز آوارگی برای تو نداشت ...
احمد حسینی
جهان چیزی شبیه موهای توست؛ سیاه و سرکش و پیچیده. خیال کن چه بی بختم من! که به نسیمی حتی، جهانم آشوب می شود .
احمد حسینی
شده ام سنگ صبور روزگار..... دارد تمام غم هاي ديرينه اش را يك جا به خوردم مي دهد...