تیر برقی «چوبیم» در انتهای روستا // بی فروغم کرده سنگ بچه های روستا **یاد دارم در زمین وقتی مرا می کاشتند // پیکرم را بوسه می زد کدخدای روستا ***حال اما خود شنیدم از کلاغی روی سیم // قدر یک ارزن نمی ارزم برای روستا ... #کاظم-بهمنی
حفظ کن این غزلم را که به زودی شاید / بفرستند رفیقان به تو این بندش را ** منم آن شیخ سیه روز که در اخرعمر / لای موهای تو گم کرد خداوندش را ( #کاظم-بهمنی )
لعنـــــــــــــــت به همه ضرب المثل های جهان که هروقت لازم شان داری برعکس از آب درمی آینــــــــــــد . مثلا همین حــــــــــــــــــــالا که من تو را می خواهم و طبق معمول خواستن نتوانستن استـــــــــــــــــــ....