#قضاوت ِ عجولانه ِ مثل ِ خوردن ِ میوه ِ کرم زده ای که از دور ، #قشنگ دیده میشه و نرسیده میخواهی #گازش بزنی غافل از اینکه وسطش .... پس نوش ِ جونت #محکمتر گاز بگیر .!.!.!
یه بار تو #عمرم با یه حاجی بامعرفت ِ سمت تهرانپارس رفتیم بیرون آقا گفت بیا بشین من یه #خوانسار بزنم ، بعد برمیگردیم ، رفتیم آقا جوگیر شدم گفتم بده ببینم این چی میگه؟! آقا #شیلنگ رو ورداشتم چند تا غلیظ کشیدم پایین !!! . چشمت روز ِ بد نبیانه سرخ شدم یه سرفه هایی میزدم که نگو زدم استکان ِ چای پرت شد وسط ِ قهوه خونه تق تق شکست ، همه تو کف ِ #قلیون کشیدنم موندن و اون بود که دیگه من #کام بگیرم !!!
تو مغازه دوستم که کارهای کامپیوتری انجام میده نشسته بودم که دختر خانمی اومد تو مغازه دختر خانم : سلام ، کامپیوترم ایراد پیدا کرده ؟! دوستم : سلام چه ایرادی؟ دختر خانم : وقتی رمز عبور میزنم به صورت #ستاره درمیاد . دوستم : خوب اون برای امنیته که خدایی نکرده وقتی توی اتاق کسی هست دزدی نکنه رمزتون رو . دختر خانم : درسته اما وقتی هم تنهام به صورت ستاره نمایش میده!!! من و دوستم چرا آمریکا حمله نمیکنه !!!
نمی دونم چرا یهو ، یه دفعه ای ، یه جوری شدم ... از اون جورا که #دوست-داری یه نفر #صدات بزنه ، #قصه این روزام شده ، قصه همون #دلقک که میخندونه اما ته #دلش ... بنظرم امروزم #میگذره ... نمی دونم شاید .!.!.!
یکی از دوستان ِ خوب #دنبالری بهم گفت : یکم دور و برت رو نگاه کن شاید بختت باز شد !!! ، آقا منم ظهر از خونه زدم بیرون به این امید که خوب دور و برم رو نگاه کنم !!!#آقا در حیاط رو باز کردم دیدم یه #پیرزن ِ مهربون داره رد میشه ، گفتم خدایا چی بشه امروز !!! آقا تو راه داشتیم میرفتیم نانوایی گفتم دم ِ در نون وایی حتما چند تا #مورد ِ خوب می بینم ... #آقا رسیدم دم ِ در نونوایی دیدم دو تا مرد ِ سیبل کلفت با دو تا زن تو صف اند !!! . بازم هیچی نگفتم ، برگشتم رسیدم دم ِ در خونه ِ #یه پیرزن ِ دیگه از پشت صدام زد ننه این آدرس کجاست ؟!!!#آقا آدرس رو دادم پریدم تو خونه ، تصمیم گرفتم امروز دیگه پام رو بیرون نزارم !!!
میخواستم یه #خطاب بهت بزنم ازت گله کنم ... اما با #آهنگ ِ قشنگ ِ پروفایلت خیلی کیف کردم و فقط دستم به این کلمه ها ساده ختم میشه که #خوشبختیت آرزومه ...همین
هر نوشته ای که به لغت جان بده و شما اون رو لمس کنید ... روح شعر در اون دمیده شده ... جدای وزن و قافیه ... زیبا می نویسید ... موفق باشید ...
آنقدر صبورانه به تماشا می نشینم
تا کلماتم طعم عقل را مزه کنند
آنگاه برای دل خود
قصه عاشقی می سرایم
تا حلاوت عشق جاری گردد در آن
البته من نه ادعایی دارم و نه زیاد به این امور مسلط هستم ... با آرزوی موفقیت
تا کی باید #تنهایی نبودنت رو ب ِ #رُخم بکشه ...

13 سال و 2 ماه و 20 روز و 14 ساعت و 57 دقيقه قبلکجایی میخوام با تمام ِ قدرت #اسمت رو فریاد بزنم ...
دیدی چیکار کردی... اینقدر سر به سر ِ دلم گذاشتی که خودکارم جوهر پخش کرد و اینجوری نوشت ... به نام ِ تو زدم ...
13 سال و 2 ماه و 20 روز و 14 ساعت و 37 دقيقه قبل@ᔕᗩᙢᓰ

13 سال و 2 ماه و 20 روز و 14 ساعت و 34 دقيقه قبلسلام ممنونم از حضورتون
13 سال و 2 ماه و 8 روز و 21 دقيقه قبل#سلام بر آقای لاریجانی عزیز .

13 سال و 2 ماه و 8 روز و 17 دقيقه قبل