از تو حیاط یه صداهای ِ خفنی میومد که نگو !!! رفتم دیدم دو تا #گربه رو دیوار روبرو هم واستادن ، فکر میکردن #ببر هستن یا یوزپلنگ یه #صدایی میدادن که نگو ... منم فرصت رو غنیمت شمردم ، #اژدها شدم یک فریاد خفن از اعماق ِ درونم کشیدم ، طفلکی ها به سرعت ِ باد فراری شدن داشتم به خودم میگفتم این دو تا واقعا دیگه این ورا پیدا نمیشن در همین حال سرم رو به سمت ِ نصف نهار ِ مبدا چرخوندم دیدم #دختر ِ همسایه ِ طبقه بالا یعنی روبرو با حیرات فروان صحنه رو نگاه میکرده و نیشخند زد و رفت ... و این قصه ِ چند مین پیش بود
ی ِ دوست دارم که تقریبا سه سال ِ باهم هستیم ... امروز بعداز 3ماه تلخی ی ِ اس ام اس خوشگل داد و روح ِ خودم و گوشیم رو شاد کرد ... اما جالبیش اینجاست انگار خبر داشت بعدش من زنگ میزنم ، #خاموش کرده بود !!! یعنی اینقدر من مزاحم ِ این دوستا طفلکم میشم که بعضیاشون فراری میشن !!! اما خب #خوشحالم کرد ... : ) یه مدت بهش زنگ نمیزدم با خودم گفتم بببینم بهم سر میزنه که بالاخره سر زد ... هنوزم مث ِ قدیما شیرین ِ برام و #شخصیتش رو دوست میدارم و #خودش رو ...
واقعا دقت کردین هم ِ چی #قدیم شیرین تر بود ... یادتون ِ روزه میگرفتین دوم ِ راهنمایی بودیم اذان ساعت ِ 4.30 بعداظهر میگفت . ساعت 4.30 تا از مدرسه میرسدی خونه اذان هم گفته بود .... اصن منظورم این نیست که الان بد شده نه ... خب اون موقعه آسونتر بود خب ... اما یادم ِ قدیما #دوست-داشتن ِ ی ِ مزه دیگه داشت ... #واقعا ی ِ جور دیگه بود ... #پدر-مادرامون یادتون ِ چقدر شیرین همدیگر رو #دوست داشتن ... ای جان ....!.!.!
#یادش بخیر ی ِ تلویزیون سیاه سفید داشتیم با چه شوق و ذوقی نگاهش میکردیم ... بعدش میرفتیم تو کوچه میخواستیم همون حرکات رو انجام بدین اما در نهایت ِ باور به جفتک زدن با توپ ختم میشد !!! داداشم میشد #کاکرو ، منم یا میشدم سوباسا یا بیشتر ِ وقتا میشد این دروازه بان ِ سوباسو بود کلش میخورد به تیرک خون میشد یه کلاه ِ قشنگ هم داشت آره خب همون، منم یه کلاه مث اون گرفته بودم دیگه اصن فکر میکردم خودشم تو اون زمین-های خاکی یا آسفالت شیرجه میزدما . یادش بخیر یه زمانی شدم بهترین دروازه بان محل . هعی اما این روزا کوچه دیگه کوچه نیست پر شده از در و دیوار ساختمونهای ِ بلند . هعی کجاست این #لونه ... کجاست اون زمین ِ بازی ...
#امیر محبوب ِ دلها . این روزها همه از #امیر-رهگذر میگویند شما چطور ؟!... #دلبر ، #دلبرم ... دلبر شیرین مهربون یارم ... تو ماه ِ منی جون و عمرم نازنین ، من منتظرم برسه ِ لحظه #دیدار ... این شهیاد چی میخواهد از ما !!! #امیر چرا اینقدر همه دوست دارند خب!!! خوب شد اون روز دیدمت ازت امضاء گرفتما ...
#لیلی ... #ملودی-های ِ زیادی رو دوست دارم و گوش دادم که باهاشون تا مرز ِ پرواز رفتم ... اما مطمئنم با یک بار #میم ِ مالکیت چشبوندت ته ِ اسمم ... و #شنیدن این #ملودی تا خود ِ خود ِ #جنون پیش میرم ... شک نکن که #دلم تنگه ِ برات ...
همه میدونن ، همه میدونن که #چشات آخرشه ... برقی که داره چشات هزار تا کشته مُرده شه ... همه میدونن ، که #چشات آخرش ِ ... از اثرات ِ گوش دادن به #صدای ِ ناز ِ #شهیاد ... تو ته ِ مرامی و اسیر ِ اون مرامتم ...
#اعتراف میکنم تمام ِ تنهاییم رو #آهنگ پُر کرده ... از پاییز ِ پارسال ِ دارم فول آلبوم و تک آهنگ جمع میکنم ... اصن بیرون هم که میرم #آهنگ که گوش میدم هیچی با Ucbrowser گوشی آلبوم میزارم همزمان دانلود میشه ، حتی وقتی سر کارم ... دوستام بهم میگن اَمـــَد دانلودینگ . دارم یه DvD آماده میکنم از تک آهنگهایی که امکان نداره یه نفر که اهل ِ موسیقی ِ به اون آهنگ بگه بد . از #ابی ، #سیاوش-قمیشی ، #داریوش ، #مهستی ، #معین ، #شهیاد#امید ...گرفته تا #یاس ، #کیتارو ، #یانی و خیلی از آهنگهایی که به ندرت این روزا گوش داده میشه مث ِ #امیر-شاملو ، #شادمهر ! ، #شهرام-شکوهی ، #فریدون فروغی و #خسرو-شکیبایی دوست داشتنی ، #ناصر-عبدالهی عزیز و... هزاران تا دیگه که #صداهاشون روح و روانت رو بلرزه درمیاره ... هنوز نتوننستم آماده اش کنم اما در حال ِ تکمیل ِ آماده که کردم یادتون باشه بهم بگین نفری یه نسخه اش رو به دستتون برسونم ...
تا کی باید #تنهایی نبودنت رو ب ِ #رُخم بکشه ...

13 سال و 2 ماه و 17 روز و 21 ساعت و 35 دقيقه قبلکجایی میخوام با تمام ِ قدرت #اسمت رو فریاد بزنم ...
دیدی چیکار کردی... اینقدر سر به سر ِ دلم گذاشتی که خودکارم جوهر پخش کرد و اینجوری نوشت ... به نام ِ تو زدم ...
13 سال و 2 ماه و 17 روز و 21 ساعت و 15 دقيقه قبل@ᔕᗩᙢᓰ

13 سال و 2 ماه و 17 روز و 21 ساعت و 13 دقيقه قبلسلام ممنونم از حضورتون
13 سال و 2 ماه و 5 روز و 6 ساعت و 59 دقيقه قبل#سلام بر آقای لاریجانی عزیز .

13 سال و 2 ماه و 5 روز و 6 ساعت و 56 دقيقه قبل