یه پیرمرد ِ مهربونی سر بلواری که خونه گرفتم ، نانوایی داره ... روز اول که رفتم نون بخرم گفتم آقا #یه دونه نون میخوام ... برگشت یه نگاه بهم کرد چرا یه دونه ؟ گفتم آخه یه #نفرم ... #تنها زندگی میکنم ... برگشت گفت #پسرم وقتش که بشه #اتفاق میافته برات! ایشالله خوشبخت بشی ... با حرفای ِ گرمش خیلی #حال کردم ... بعضی وقتی با بعضی از آدما که حرف میزنی اینقدر شیرین حرف میزنن دوست داری #کلامشون رو #ببوسی ...
من در ِ این دیدگاه رو قفل کنم ، آخه میترسم این #لیلی که من خوابش رو دیده بودم ، اونم خوابم رو دیده باشه ، بعد بیاد #دنبالر عضو بشه ، بعد بیاد من اینجا پیدا کنه ، بعد بگه ازت #انتظار نداشتم اینقدر #شیرین-عقل باشی ، احساس ِ مسئولیت به این میگن دیگه !!! به هیچکی نگیدآآآآآآآآآآ
#شب ِ همگی دوستان ِ عزیز خودم آروم و #شیک ... من برم بخوابم آخه فردا صبح ِ زود با دوستم میخوام دور ِ دوم سفرهای استانی رو شروع کنم و شهرهای خراسان رو دور بزنم ، هر شهر یه روز !!!این هفته ِ #فردوس .
از #آدمایی که تو هر کاری احساس ِ خدایی مطلق می کنند به زبان ِ ساده بگم #متنفرم ... دیروز با دو نفر از این #آدما برخورد داشتم #طرف جوری پشت ِ میزش #ژست گرفته بود و حرف میزد که ... #آخر ِ سر بهش گفتم به نظر ِ خودت احساس ِ پادشاهی نمیکنی با این طرز ِ برخوردت با اطرافیانت .!.!.!
تا کی باید #تنهایی نبودنت رو ب ِ #رُخم بکشه ...

13 سال و 2 ماه و 18 روز و 4 ساعت و 32 دقيقه قبلکجایی میخوام با تمام ِ قدرت #اسمت رو فریاد بزنم ...
دیدی چیکار کردی... اینقدر سر به سر ِ دلم گذاشتی که خودکارم جوهر پخش کرد و اینجوری نوشت ... به نام ِ تو زدم ...
13 سال و 2 ماه و 18 روز و 4 ساعت و 12 دقيقه قبل@ᔕᗩᙢᓰ

13 سال و 2 ماه و 18 روز و 4 ساعت و 10 دقيقه قبلسلام ممنونم از حضورتون
13 سال و 2 ماه و 5 روز و 13 ساعت و 56 دقيقه قبل#سلام بر آقای لاریجانی عزیز .

13 سال و 2 ماه و 5 روز و 13 ساعت و 53 دقيقه قبل