ENSAN
خدايا ! بشکن اين آيينه ها را / که من از ديدن آيينه سيرم / مرا روي خوشي از زندگي نيست /ولي از زنده ماندن نا گزيرم
ENSAN
ر بهار زندگي احساس پيري مي کنم/ با همه ازادگي فکر اسيري مي کنم /بس که بد ديدم ز ياران به ظاهر خوب خود/ بعد از اين بر کودک دل سخت گيري مي کنم
ENSAN
1 ماه از عمرمون گذشت و تموم شد . شاید بهترین ماه عمرمون . قبلا کجا بودیم . الان کجاییم؟
ENSAN
صدای رعد می آید / صدای ریزش یخ هایی قطبی در بهاری دور / صدای من که باز می گوید : برادر های من با باد رفتند / برادر های من من را تنها رها کردند و رفتند .......
ahmad dastan
امروز / ای شما به جای ما پیروز / این شکست و پیروزی بکامتان خوش باد / هر چه می خندید / هر چه می زنید , می بندید / هر چه می برید , می بارید / خوش بکامتان اما / نعش این عزیز مارا این دل را به خاک بسپارید /
تفال به حافظ
نتایج کنکور که می خواست بیاد فال گرفتم به خدا راست میگم اومد : مزده ای دل که مسیحا نفسی می اید .... تهش رتبه ام شد یک سوم رتبه ای که فکر میکردم
ahmad dastan
خدایا ببین غرق در اشک و آهم / غریقی نشسته به موج نگاهم / ببین در دل شب نشان از تو جویم/ هوای تو دارم سخن از تو گویم/ تو این جان عاشق به من دادی /دلی چون شقایق بمن دادی /بیادت همه شب دل من خــــــــــــدایا/ درین سینه ی خسته چون نی بنالم/ نیســـــتان جـانم به بانگ جرس ها /بخون خفته اکنون که تا کی بنالم/ خـــــدایا من این بار سنــگین غـــــم را / به عشق تو بر دوش جان می گذارم/ من آن مرغ سرگشته ی شب نوازم/ که در باغ هســتی نوای تو دارم /تو این جان عاشق به من دادی/ دلی چون شقــایق بمن دادی / بیادت همه شب دل من خــــــــــــدایا/ درین سینه ی خسته چون نی بنالم/ نیســـــتان جانم به بانگ جرس ها / بخون خفته اکنون که تا کی بنالم / سحر خنـده کرد و سپیده دمید/ مرا رهنمون شد به نور امید / تو این جان عاشق به من دادی / دلی چون شقایق بمن دادی
ahmad dastan
از تنهایی تا زیبایی فقط یک کلمه را هست عشق آن هم از نوع خدایی...................
ahmad dastan
دلم گرفته کمی از جفای انسانها/ جفا که نیست!چه ظلم است می رود بر ما / دلم گرفته ازین شهر خالی از غیرت/ ازین دروغ و حسادت، وزین بلای ریا ! / ببین که مشکل ما شهر و جا و دوران نیست / که هرچه هست ازین فعل آدم است و دو پا !!/ تمام ِ شعر ِ وجودم به غارتی بردند!/ فقط دل ِ گرفته و تنگی بمانده در تن ِ ما... /دلم برای دل ِ هرچه آدمی تنگ است ! / دلی که پاک بمانده ست و هست اهل خدا /
ahmad dastan
من ، يه غريبه ، توي شهر بي وفايي تو ،-- خود فرياد ، توي اوج بي صدايي **** من ، تك و تنها ، توي اين زمونه ي پوچ--- تو خود مقصد ، بهترين جا واسه ي كوچ **** من ، يه درختم ، خشك و بي برگ توي بيشه---- تو ، گل سرخي ، شاد و خندون تا هميشه **** من ، يه جزيره ، كه جدا از همه خاكه---- تو ، مثل دريا ، كه وسيع و صاف و پاكه **** من ، پر ظلمت ، پر وحشت و سياهي---- تو ، خود نوري ، مثل خورشيد مثل ماهي **** من ، خالي از خويش ، گمشده تو بينهايت----- تو ، مثل كوهي ، پر غروروبا صلابت **** من ، يه پرنده ، سرنوشتم يه قفس بود------ تو ، يه قناري ، آرزوت يه هم نفس بود **** من ، پر گريه ، پر التماس و خواهش------ تو ، ميكشيدي ، بر سرم دست نوازش **** من ، مثل فرهاد ، جان به راه عشق داده------ تو ، تا ته عمر ، دل به غير من نداده
ahmad dastan
دیر گاهی است که تنها شده ام / قصه غربت صحرا شده ام / وسعت درد فقط سهم من است / باز هم قسمت غمها شده ام / مگر آیینه زمن بی خبر است / که اسیر شب یلدا شده ام / کاش چشمان مرا خاک کنند / تا نبینم که چه تنها شده ام