ENSAN
راحت نوشتیم بابا اب داد.... بابا نان داد......... بی انکه بدانیم بابا برای اب و نان همه جوانیش را داد...... برای شادی روح همه ی باباهای دنیاکه دیگه هیچوقت بیشمون نیستند و سلامتی باباهایی که سایشوون بالا سر من و تو هست.... یه دسته گل به زیبایی سوره ی حمد بفرستید.....
ahmad dastan
دنیای کوچکیست...ما کوچکتر... کوچکتر ... کوچکتر من ، نقطه ی کوچکی بر این صفحه بُدم این صفحه خودش برگه ی نازکیست از دفتر عشق آن دفتر عشق ، میرود سوی نبود ... من ، دایره ای بودم که از عشق نقطه شدم
ahmad dastan
هيچکس با من نيست !...مانده ام تا به چه انديشه کنم...مانده ام در قفس تنهايی...در قفس ميخوانم... چه غريبانه شبي ست... شب تنهايی من!...ء
ahmad dastan
شنیدم که چون قوى زیبا بمیرد/ فریبنده زاد و فریبا بمیرد/ شب مرگ تنها نشیند به موجى/ رود گوشه اى دور و تنها بمیرد
ahmad dastan
یاندیش!! به بادبادک های بر باد رفته و کوکانی که پشت چراغ های قرمز به جای بادبادک معصومیتشان را به باد می دهند
ahmad dastan
اخه یکی بگه ما تا به الان جلوی امریکا و بقیه نایستاده بودیم خوب بود؟ تهش میشدیم همین عربستان دیگه.....تو سری خور....
ahmad dastan
احسنت به این جماعت. برای اولین بار که این گروه رو دیدم احساس کردم دیگه اعقایدم نباید مسخره شه......
ahmad dastan
به آسمان که رسیدند رو به ما گفتند: زمین چقدر حقیر است آی خاکی ها ...
ahmad dastan
تا چشم کار میکند جــــای تو خـــــــالیست ...
ahmad dastan
بهر هر یاری، که جان دادم به پاس دوستی دشمنی ها کرد با من، در لباس دوستی ...