ابوالفضل
تا دقایقی دیگر صدای انفجار شهروندان خیابان را غافلگیر میکند شیشهها از قاب پنجره پائین میآیند و کودکان از لیسیدن بستنی منصرف میشوندوفرشته هایی از آسمان به زمین می آیند تولدتان مبارک دوستان. . . .
ابوالفضل
هنوزهم نميدانم اين چه فصليست ك من كال ماندم وبه تونميرسم!
ابوالفضل
پلک جهان می پرید دلش گواهی میداد اتفاقی می افتد اتفاقی می افتد و فرشته هایی از آسمان فرود می ایند تولدتان مبارک
ابوالفضل
راننده تاکسي اسكناس رو گرفت و پرسيد:1نفري؟مکثی کردمو گفتم خيلي وقته!
ابوالفضل
همبازي هايمان را تاوقتي دوست داريم...
که خوب مي بازند...