@آیدا چون عهده نمیشود کسی فردا را ......... حالی خوش کن تو این دل شیدا را .........می نوش بماهتاب ای ماه که ماه .......... بسیار بتابد و نیابد ما را........
کاش "من و تو "دو جلد از یک رمان عاشقانه بودیم تنگ در آغوش هم خوابیده در قفسه های کتابخانه ای روستایی گاهی تو را گاهی مرا تنها به سبب تشدید دلتنگی هامان به امانت می بردند ...
زیبایی ها را چشم میبیند و مهربانی ها را دل....!



12 سال و 10 ماه و 27 روز و 5 ساعت و 58 دقيقه قبلچشم فراموش میکند اما دل هرگز....!
پس بدان تا زمانی که دل زنده است فراموش نخواهی شد
ممنونم محمد عزیز
زیبا گفتی آیدا جان


12 سال و 10 ماه و 27 روز و 5 ساعت و 25 دقيقه قبل