حســــــــــین، رویای خواب شب نوکره حســــــــــین، آخر منو "کربـــــــــــــلا میبره... یه سوال خواهشا همه جواب بدن الان اگه کربلا بخای از کی میخای و چی میگی و چجوری میخای؟ یه جمله بنویس تا قشنگ ترین جمله رو بزارم به نام خودت
@آیدا پای بند قفسم باز و پر بازم نیست ..........سر گل دارم و پروانه ی پروازم نیست ..............گل به لبخند و مرا گریه گرفته ست گلو .................چون دلم تنگ نباشد که پر بازم نیست .........ابتهاج
@آیدا ما چو پیمان با کسی بستیم دیگر نشکنیم....... گر همه زهرست چون خوردیم ساغر نشکنیم......... ما درخت افکن نهایم آنها گروهی دیگرند............ با وجود صد تبر، یک شاخ بی بر نشکنیم................
زمانی که مدرسه میرفتیم یک نوع املا بود بنام'املا پاتخته ای'در نوع خودش عذابی بود برای کسی که پای تخته میرفت, یه حسی داشت مثل اعدام تو ملا عام و برای همکلاسی های تماشاچی چیزی بود مصداق تفریح سالم'''''
واژه هایم را خیال ات
روی کاغذ
به گل هائی می نشاند
که خدا
در کوهستان تألیف کرده است
و نسیم چشمان ات
دست هایم را
از صحرائی به صحرائی دیگر
در عطرهای وحشی
ورق می زند !