دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

!L@

بس که دیوار دلم کوتاه است ، هرکه از کوچه تنهایی ما می گذرد ، به هوای هوسی هم که شده ، سرکی می کشد و... درباره »
!L@
مرد - مجرد
امتیاز: 3063

دنبال‌شدگان

(234 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(214 کاربر)

گروه‌ها

(21 گروه)

بازدید

!L@
!L@
در Coma

تو طراوت باران ، تو سخاوت زمینی ، تو کرانه های قلبم ، بهترین ، تو بهترینی .

!L@
!L@
در Coma

عشق برای کسانی است که آگاه هستند ، خوشبختی برای کسانی است که هوشیار هستند ، عشق و خوشبختی قانونی است برای برتر اندیشان .

!L@
!L@
در Coma

کاش میشد عشق را آغاز کرد ، با هزاران گل یاس آن را ناز کرد ، کاش میشد شیشه ی غم را شکست ، دل به دست آورد نه اینکه دل شکست .

!L@
!L@
در Coma

سکوت بهترین تفسیر عشق است ، محبت با هم بودن نیست به یاد هم بودن است .

!L@
!L@
در Coma

وقتی بهت گفتم : دلتنگ تو هستم ، به شانه ام زدی تا دلتنگیم را تکانده باشی ! به چه دلخوش کرده ای ؟ تکاندن برف از شانه آدم برفی ؟

!L@
!L@
در Coma

وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغها می کند پرهایش سفید می ماند ولی قلبش سیاه می شود ، مستحق مرگ است گر کبوتر بدهد دل به عقاب .

!L@
!L@
در Coma

اگر تو این دنیا کسی هست که با دیدنش رنگ رخسارت عوض میشه و قلبت ابروتو به تاراج میبره ، مهم این نیست که اون مال تو باشه ، مهم اینه که باشه ، نفس بکشه ، زندگی کنه و از زندگیش لذت ببره .

!L@
!L@
در Coma

دریای بیکران باشی یا گودال آبی کوچک ، فرقی نمی کند ، زلال باشی آسمان در تو پیداست .

!L@
!L@
در Coma

می گویند ببخشید و فراموش کنید ، اما کسی که ارزش بخشیدن داشته باشد تو هرگز فراموشش نخواهی کرد .

!L@
!L@
در Coma

گریه کن ای ابرک من همچون ستاره بر زمین ، روز میلاد مرا در شب بی سحر ببین .

!L@
!L@
در Coma

در آن زمان که وفا قصه ی برف و تابستان است و صداقت گل نایابی است ، به چه کسی باید گفت با تو خوشبخت ترین انسانم ؟

!L@
!L@
در Coma

کاش میشد همچو آواز خوش یک دوره گرد ، زندگی را بار دیگر دوره کرد .

!L@
!L@
در Coma

آنقدر دوستت دارم که خدا داند ، این اسرار فقط باد صبا داند ، نخواهم گل که گل بی اعتبار است ، تمام عمر گل فصل بهار است ، تو را خواهم از گلهای عالم ، که عطر تو همیشه ماندگار است .

!L@
!L@
در Coma

عشق گلی است که دو باغبان آن را می پرورانند ، عاشق و معشوق .

!L@
!L@
در Coma

تا کجای قصه باید ز دلتنگی نوشت ، تا به کی بازیچه بودن توی دست سرنوشت ، تا به کی با ضربه های درد باید رام شد ، یا فقط با گریه های بی قرار آرام شد ، بهر دیدار محبت تا به کی در انتظار ، خسته از این زندگی با غصه های بی شمار .