دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

!L@

بس که دیوار دلم کوتاه است ، هرکه از کوچه تنهایی ما می گذرد ، به هوای هوسی هم که شده ، سرکی می کشد و... درباره »
!L@
مرد - مجرد
امتیاز: 3063

دنبال‌شدگان

(234 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(214 کاربر)

گروه‌ها

(21 گروه)

بازدید

!L@
!L@
در Coma

هر که دیوانه نشد از عشق تو عاقل نیست ، آنکه نشناخت تو را معرفتش کامل نیست .

!L@
!L@
در Coma

قلب من در هر زمان خواهان توست ، این دو چشم عاشقم مهمان توست ، قایق بشکسته ی قلب و دلم تا ابد در ساحل چشمان توست .

!L@
!L@
در Coma

این را بدان اگر در قلبی جای گرفتی و عاطفه ای را به بازی عشق در آوردی ، تا ابد در قلبی که دوستت دارد زنده خواهی ماند .

!L@
!L@
در Coma

در افق در کنج خورشید ، بی صدا تنها نشستن ، در تکاپوی تو بودن ، بیقرار آشفته بودن ، رفتن و اینگونه بودن ، عاشق و دلسوخته بودن ، چشم را بر راه بستن ، انتظار امید بستن .

!L@
!L@
در Coma

بهت نمیگم تو دلمی چون دل من پر از غمه ، بهت نمیگم تو گلمی چون عمر گل کمه ، بهت نمیگم تو چشممی چون که برات خیلی کمه ، بهت میگم تو اونی که تو دنیا مثل تو کمه .

!L@
!L@
در Coma

هرگاه از غروب عاطفه های مردم خسته شدی قلبی را یاد کن که برای تو می تپد .

!L@
!L@
در Coma

همه نازند تو عزیز ، همه لوسن تو ملوس ، همه شیرین تو شکر ، همه قندن تو عسل .

!L@
!L@
در Coma

در روزهای بارانی چتر الگوی فداکاری است ، پس چتری باش برای آنکه دوستش داری .

!L@
!L@

آخر ای دوست نخواهی پرسید که دل از دوری رویت چه کشید ؟ سوخت در آتش و خاکستر شد وعده های تو بدادش نرسید .

!L@
!L@

کاش می شد سرنوشت خویش را از سر نوشت ، کاش می شد اندکی تاریخ را بهتر نوشت ، کاش می شد پشت پا زد بر تمام زندگی ، داستان عمر خود را گونه ای دیگر نوشت .

!L@
!L@

salaaaaaaam.....man omadam...

!L@
!L@
در Coma

پس چشمانت چه زمان درخواهند یافت که : نگاه زاده ی علاقه است !

!L@
!L@
در Coma

توی روزگاری که دل واسه ی شکستنه ، قیمت طلای دل قدر سنگ و آهنه ، بین این همه غریبه یه نفر مثل تو میشه ، آشنایی که تو قلبم می مونه واسه همیشه .

!L@
!L@
در Coma

ترنم باران را می شنوم و به یاد تو در زیر باران غزل عش را می سرایم ، اینک من در بهاری پر از خون نشسته و سرود شقایق را زمزمه می کنم .

!L@
!L@
در Coma

نمی دانم که دانست او دلیل گریه هایم را ؟ نمی دانم که حس کرد او حضورش در سکوتم را ؟ و می دانم که می دانست ز عاشق بودنش هستم ، وجود ساده اش بوده که من اینگونه دل بستم .