!L@
مردی چنگ در آسمان افکند ، هنگامی که خونش فریاد و دهانش بسته بود ، خنجی خونین بر چهره ی ناباور آبی ! عاشقان چنین اند
!L@
شب برای چیدن ستاره های قلبت خواهم آمد ، با سبدی پر از بوسه هم خواهم آمد ، و آن را قبل از چیدن روی گونه هایت می کارم تا بدانی تا ابد دوستت دارم .
!L@
شمع اگر پروانه را سوزاند خیر از خود ندید ، آه عاشق زود گیرد دامن معشوق را .
!L@
هر که دل بستم به او اندیشه اش یاری نبود ، بین ما جز قلب سنگش هیچ دیواری نبود ، لحظه ای گر از سر مهر و وفا دستم گرفت ، ای خدا دستان او جز حلقه داغی نبود .
!L@
چه شیرین است بر سر گور تو ای عشق نیاز آلود پای کوبیدن ، از تو بگسستن و با غیر تو پیوستن ، در به روی غم دل بستن .
!L@
شانه ات مجاب ام می کند در بستری که عشق تشنگیست ، زلال شانه هایت هم چنان عطش می دهد در بستری که عشق مجاب اش کرده است .
!L@
خدایا خدایا ، سواران نباید ایستاده باشند هنگامی که حادثه اخطار می شود ، خدایا خدایا ، دختران نباید خاموش بمانند هنگامی که مردان نومید و خسته پیر می شوند .
!L@
قلب من در شهر چشمان شما جا مانده است ، قدر یک شب هم شده از او پرستاری کنید .
!L@
زندگی مثل بادکنکی است در دستان کودکی ، که همیشه ترس از ترکیدن آن لذت داشتنش را از بین می برد .
!L@
میدونی چرا هیچ وقت من صدقه نمیدم ؟ چون میگند بلا رو از آدم دور میکنه ، من طاقت دوری تو رو ندارم بلا .
!L@
تنها اگر دمی کوتاه آیم از تکرار این پیش پا افتاده ترین سخن که : دوستت می دارم ، چون تندیسی بی ثبات بر پایه های ماسه به خاک در می غلتی و پیش از آنکه لطمه ی درد در همت شکند به سکوت می پیوندی .
!L@
هی داری چاق تر میشی ، میدونی از کجا فهمیدم ؟ چون هر روز جای بیشتری توی قلبم باز میکنی .
!L@
گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم ، چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی
سلاممم . . . خوش اومدی
15 سال و 1 ماه و 20 روز و 13 ساعت و 19 دقيقه قبل