دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

!L@

بس که دیوار دلم کوتاه است ، هرکه از کوچه تنهایی ما می گذرد ، به هوای هوسی هم که شده ، سرکی می کشد و... درباره »
!L@
مرد - مجرد
امتیاز: 3063

دنبال‌شدگان

(234 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(214 کاربر)

گروه‌ها

(21 گروه)

بازدید

!L@
!L@
در Coma

تا که بودیم نبودیم کسی ، گشت مارا غم بی همنفسی ، تاکه رفتیم همه یار شدند ، خفته ایم و همه بیدار شدند ، قدر آیینه بدانیم چو هست ، نه در آن موقع که افتاد و شکست .

!L@
!L@
در Coma

موج اگه می دونست که ساحل هیچ وقت دستش رو نمیگیره ، هرگز نفس نفس نمیزد برای رسیدن بهش .

!L@
!L@
در Coma

بازی روزگار را نمیفهمم ! من تورا دوست دارم ، تو دیگری را ، دیگری مرا و همه ما تنهاییم .

!L@
!L@
در Coma

کوه با نخستین سنگها آغاز میشود و انسان با نخستین درد ، در من زندانی ستمگری بود که به آواز زنجیرش خو نمیکرد ، من با نخستین نگاه تو آغاز شدم .

!L@
!L@
در Coma

میخانه اگر ساقی صاحب نظری داشت ، میخواری و مستی ره و رسم دگری داشت ، پیمانه نمیداد به پیمان شکنان باز ، ساقی اگر از حالت مجلس خبری داشت .

!L@
!L@
در Coma

میگند دیوانه هرچه از ماه دورتر بهتر ، قدیما گفتند دیوانه اگه ماهو ببینه دیوانه تر میشه ، اما من میگم اگه دیوانه ماهو نبینه میمیره ،

!L@
!L@
در Coma

آن شب که دلی بود به میخانه نشستیم ، آن توبه صدساله به پیمانه شکستیم ، از آتش دوزخ نهراسیم که آن شب ، ما توبه شکستیم ولی دل نشکستیم .

!L@
!L@
در Coma

درد من حصار برکه نیست ، درد من زیستن با ماهیانی است که فکر دریا به ذهنشان خطور نکرده است .

این ارسال را بازنشر کرده است.
!L@
!L@
در Coma

بیهوده مکن عمر گران صرف رفیقان ، عمر صرف کسی کن که دلش جان تو باشد ، امروز کسی محرم اسرار کسی نیست ، ما تجربه کردیم کسی یار کسی نیست .

!L@
!L@
در Coma

پلکهای مرطوب مرا باور کن ، این باران نیست که میبارد ، صدای خسته ی من است که از چشمانم بیرون میریزن .

!L@
!L@
در Coma

عاشقانه ترین نگاهم را روی قایقی از باد نشاندم و پارو زنان سوی تو فرستادم ، وقتی به ساحل نگاه تو رسید تو چشمانت را بستی و قایقم غرق شد .

!L@
!L@
در Coma

در این بازار نامردی ، به دنبال چه می گردی؟ ، نمی یابی نشان هرگز ، تو از عشق و جوانمردی ، برو بگذر از این بازار، از این مستی و طنازی ، اگر چون کوه هم باشی ، در این دنیا تو می بازی .

!L@
!L@
در Coma

باران از راه رسید ، عشق را دوباره در مزرعه ی خالی تنم پروراند ، زندگی را در آسمان آبی چشمم حس کرد ، ناگهان پاییز عشقم از راه رسید ، آری رفت ولی هنوز قلبم برای اوست .

!L@
!L@
در Coma

عزیز دلم هرگز کسی را ناامید نکنید ، شاید امید او همه ی دارایی اش باشد .

!L@
!L@
در Coma

در بی کرانه زندگی ، دو چیز افسونم می‌کند : آبی آسمان را که میبینم و میدانم که نیست و خدا را که نمیبینم و می‌دانم که هست .