دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

!L@

بس که دیوار دلم کوتاه است ، هرکه از کوچه تنهایی ما می گذرد ، به هوای هوسی هم که شده ، سرکی می کشد و... درباره »
!L@
مرد - مجرد
امتیاز: 3063

دنبال‌شدگان

(234 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(214 کاربر)

گروه‌ها

(21 گروه)

بازدید

!L@
!L@
در Coma

راز دل با کس نگفتم چون ندارم محرمی ، هرکه را محرم شمردم عاقبت رسوا شدم ، راز دل با آب گفتم تا نگوید با کسی ، عاقبت ورد زبان ماهی دریا شدم .

!L@
!L@
در Coma

از دست زمانه خسته و پیر شدم ، از مردم این زمانه دلگیر شدم ، از طعنه هر ناکس و نامرد همه شب ، چون پیر زمانه سخت زمین گیر شدم .

این ارسال را بازنشر کرده است.
!L@
!L@
در Coma

ای زیباترین بهانه ی زندگی ، بودنت تنها دلیل بودن من است و در کنار تو بودن زیباترین لحظه ی زندگی ام

!L@
!L@
در Coma

گذشت زمان بر آنها که منتظر می مانند بسیار کند ، بر آنها که می هراسند بسیار تند ، بر آنها که زانوی غم بغل می گیرند بسیار تند ، بر آنها که سرخوشند بسیار کوتاه ، اما بر آنها که عشق می ورزند زمان را آغاز و پایانی نیست .

!L@
!L@
در Coma

به پایان شد حدیث دل ز بس گفتیم و نشنیدی ، سر آمد رشته ی الفت ز بس بستیم و بگسستی ، دلم امشب برای خنده هایت تنگ تنگ است ، فقط در دستهای گرم تو مردن قشنگ است .

!L@
!L@
در Coma

زلف او دام است و خالش دانه آن دام و من ، بر امید دانه ای افتادم بر دام دوست . (حافظ)

!L@
!L@
در Coma

گل من خبر نداری گلدونت برات میمیره ، اگه تو پژمرده باشی گلدونت دلش میگیره !

!L@
!L@
در Coma

چشم مستی که تو داری به خدا زنجیر است ، هرکه پایبند تو شد تا به قیامت گیر است .

!L@
!L@
در Coma

دوست دارم تو سیب باشی و من چاقو پوستتو بکنم ، میدونی چرا ؟ چون چاقو بخواد پوست سیب رو بکنه باید همش دورش بگرده !

!L@
!L@
در Coma

دستانم تشنه ی دستان توست ، شانه هایت تکیه گاه خستگی هایم ، با تو می مانم بی آنکه دغدغه های فردا داشته باشم ، زیرا می دانم فردا بیش از امروز دوستت خواهم داشت .

!L@
!L@
در Coma

من این دنیای فانی را به لبخند تو می بخشم ، من این جان عزیزم را به دیدار تو می بخشم ، نه دولت از خدا خواهم نه راحت از جهان خواهم ، اگر گویند که را خواهی ؟ فقط گویم تو را خواهم .

!L@
!L@
در Coma

دست من گیر که این دست همان است که من ، بارها در غم هجران تو بر سر زده ام .

!L@
!L@
در Coma

تک تک آرزوی هایم را می سوزانم تا چشمکی باشد برای شب های بی ستاره ات .

!L@
!L@
در Coma

تو تموم طول جاده که افق برابرم بود ، شوق تو ره توشه ی من اسم تو همسفرم بود .

!L@
!L@
در Coma

پازل دل یکی رو بهم زدن هنر نیست ، هر وقت با تیکه های شکسته دل یک نفر یک پازل جدید براش ساختی هنر کردی !