دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

!L@

بس که دیوار دلم کوتاه است ، هرکه از کوچه تنهایی ما می گذرد ، به هوای هوسی هم که شده ، سرکی می کشد و... درباره »
!L@
مرد - مجرد
امتیاز: 3063

دنبال‌شدگان

(234 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(214 کاربر)

گروه‌ها

(21 گروه)

بازدید

!L@
!L@
در Coma

من ترک عشق شاهد و ساغر نمی کنم ، صد بار توبه کردم دیگر نمی کنم ، باغ بهشت و سایه ی طوبی و قصر حور ، با خاک کوی دوست برابر نمی کنم . (حافظ)

!L@
!L@
در Coma

هرکی با زمزمه ی عشق دو سه روزی عاشقم شد ، عشق اون باعث زجر همه دقایقم شد ، اون که عاشق بود و عمری از جدا شدن می ترسید ، همه هراس و ترسش به دروغش نمی ارزید .

!L@
!L@
در Coma

سلام به دنبالریون شب نشین

!L@
!L@
در Coma

اگر از پایان گرفتن غم هایت ناامید شده ای به خاطر بیاور که زیباترین صبحی که تا به حال تجربه کرده ای مدیون صبرت در برابر سیاه ترین شبی هستی که هیچ دلیلی برای تمام شدن نمی دیدی .

!L@
!L@
در Coma

رفیق های امروز مثل گل انارن ، قشنگی دارن اما وفا ندارن .

این ارسال را بازنشر کرده است.
!L@
!L@
در Coma

کاش بدانی روشن ترین ستاره بخت منی ، پس بتاب و دنیای مرا روشن کن .

!L@
!L@
در Coma

من اگر اشک به دادم نرسد می شکنم ، اگر از یاد تو یادی نکنم می شکنم ، بر لب کلبه ی محصور وجود ، من اگر در این خلوت خاموش سکوت اگر از یاد تو یادی نکنم می شکنم ، از هجر تو آهی نکشم تک و تنها ، به خدا می شکنم ، می شکنم !

!L@
!L@
در Coma

این روزها معنای تلخ زندگی ، نهفته در لبخند تلخ پرندگان به انسانهایی است که از آخرین تکه ی نانشان هم نمی گذرند .

!L@
!L@
در Coma

فغان کین لولیان شوخ شیرین کار شهر آشوب ، چونان بردند دل که ترکان خان یغما را . (حافظ)

!L@
!L@
در Coma

انسان عاشق زیبایی نمی شود بلکه آنچه عاشقش می شود در نظرش زیباست !

!L@
!L@
در Coma

عاشقت گشتم تو گفتی عاشقان دیوانه اند ! عاقبت عاشق شدی دیدی که خود دیوانه ای .

!L@
!L@
در Coma

من همان دم که وضو ساختم از چشمه عشق ، چهار تکبیر زدم یکسره بر هرچه که هست ، می بده تا دهمت آگهی از سر قضا ، که بروی که شدم عاشق و از بوی که مست . (حافظ)

!L@
!L@
در Coma

ما سرخوشان مست دل از دست داده ایم ، همراز عشق و همنفس جام و باده ایم ، برما بسی کمان ملامت کشیده اند ، تا کار ز ابروی جانان گشوده ایم ، ای گل تو دوش داغ سبوهی کشیده اید ،ما آن شقایقیم که با داغ زنده ایم .

!L@
!L@
در Coma

دل از من برد و روی از من نهان کرد ، خدایا باکه این بازی توان کرد ، شب تنهایم در قصد جان بود ، خیالش لطف های بیکران بود . (حافظ)

!L@
!L@
در Coma

صبا گر چاره داری وقت وقت است ، که درد اشتیاقم قصد جان کرد ، میان مهربانان کی توان گفت ، که یار ما چنین گفت و چنان کرد . (حافظ)