!L@
پروردگارا ! یاد یکدیگر را از ضمیرمان مزدای ! و چنان کن که شب و روز از محبت های یکدیگر یاد کنیم و برای هم آمرزش و آسایش طلبیم .
!L@
به بزرگی گفتم زندگی چند بخش است ؟ گفت : دو بخش ، کودکی و پیری ، گفتم : پس جوانی چه شد ؟ گفت : با بی وفایی ساخت با عاشقی سوخت و با جدایی مرد .
!L@
معطر گشته با زلفت تمام عالم هستی ، بدان تا آسمان برجاست تو سلطان دلم هستی .
!L@
کاش کودک بودم تا بزرگترین شیطنت زندگی ام نقاشی روی دیوار بود ، ای کاش کودک بودم تا از ته دل می خندیدم نه اینکه مجبور باشم همواره تبسمی تلخ بر لب داشته باشم ، ای کاش کودک بودم تا در اوج ناراحتی و درد با یک محبت همه چیز را فراموش می کردم .
!L@
کاش می دانستم بعد از مرگم اولین اشک از چشمان چه کسی جاری می شود و آخرین سیاهپوش که مرا به فراموشی می سپارد چه کسی خواهد بود تا قبل از مرگم جانم را فدایش کنم .
!L@
دنیا چه کوچک است ، اما من و تو دور ، آنگونه دور دور که اعجاز عشق نیز ما را به یکدیگر نرساند ز هیچ راه !
!L@
عادت ماست که بی باده و می مست شویم ، فارغ از میکده و هرچه در آن هست شویم ، عادت ماست که با اهل وفا یار شویم ، رشته زلف بگیریم و وفادار شویم .
!L@
بی تو در سینه ی من دل دیگه جایی نداره ، زندگی بی گل روی تو صفایی نداره ، از غم دوری تو ای گل یکدونه ی من ، دردی افتاده به جونم که دوایی نداره .
!L@
زیر سایبون چشمات تو شبستون نگاهت ، یه جایی گوشه اشکات مچ عشقتو میگیرم ، بین پاییز و زمستون انتظار و نم بارون ، میون نامهربونی تا بخوای برات میمیرم .
!L@
بین رویای شبانه جستجویت می کنم ، نرگس عشق منی هر لحظه بویت می کنم ، برگ برگ خاطراتم را خزان بر باد داد ، ای گل ناز بهاری آرزویت می کنم .
!L@
در دلم بود که بی دوست نباشم هرگز ، چه توان کرد که سعی من و دل باطل بود .
!L@
از غمش ناله کنان می خوانم ، بی دلم رفت ولی با دل او می مانم .
!L@
از افسر نگهبان به ریاست محترم دل : اینجانب عشق فارغ التحصیل رشته محبت از دانشگاه عاشقان افتخار دارم در یکی از شعبان قلب شما انجام وظیفه کنم
!L@
نکردم در این دنیا گناهی ، فقط کردم به چشمانت نگاهی ، گناه من اگر باشد گناهی ، مجازاتم کن هر طور که خواهی .