دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

!L@

بس که دیوار دلم کوتاه است ، هرکه از کوچه تنهایی ما می گذرد ، به هوای هوسی هم که شده ، سرکی می کشد و... درباره »
!L@
مرد - مجرد
امتیاز: 3063

دنبال‌شدگان

(234 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(214 کاربر)

گروه‌ها

(21 گروه)

بازدید

!L@
!L@
در Coma

شبی غروب می کنم کنار چشمهای تو ، و بی گناع می روم به دار چشمهای تو ، من از تمام عاشقی به این بسنده می کنم ، که یک دقیقه سر کنم کنار چشمهای تو .

!L@
!L@
در Coma

بعضی ها بی غصه پیرن ، بعضی ها با غم رفیقن ، بعضی ها از بس عزیزن ، هرگز از دل ها نمیرن .

!L@
!L@
در Coma

برای آن عاشق بی دلی مینویسم که هرمت اشکهایم را ندانست ، برای آن مینویسم که معنی انتظار را ندانست ، چه روزها و شبهایی که با یادش سپری کردم ، برای آن مینویسم که روزی دلش مهربان بود ، مینویسم تا بداند که دل شکستن هنر نیست ، نه دیگر نگاهم را برایش هدیه میکنم و نه دیگر دم از فاصله ها میزنم ، و نه با شعرهایم دلتنگی را فریاد میزنم .مینویسم تا شاید نامهربانی هایش را باور کند .

!L@
!L@
در Coma

تو اگر می دانستی که چه سخت است خنجر از دست رفیقان خوردن ، از من خسته نمی پرسیدی که چرا تنهایی .

!L@
!L@
در Coma

آمدی چه زیبا ، گفتم دوستت دارم چه صادقانه ، پذیرفتی چه فریبنده ، آغوشم برایت باز شد چه ابلهانه ، با تو خوش بودم چه کودکانه ، همه چیزم شدی چه زود ، نیازمندت شدم چه حقیرانه ، به خاطر یک کلمه مرا ترک کردی چه ناجوانمردانه ، واژه غریب خداحافظ به میان آمد چه بی رحمانه ، و من سوختم چه عاشقانه ، ولی هنوز هم دوستت دارم .

!L@
!L@
در Coma

آنگاه که غرور کسی را له می کنی ، آن گاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی ، آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی ، آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ، می خواهم بدانم ، دستانت را به سوی کدام آسمان دراز می کنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی ؟ و به سوی کدام قبله نماز می گزاری که دیگران نگزارده .

!L@
!L@
در Coma

من از زندگی آموختم چگونه اشک ریختن را ، ولی اشک هایم نیاموخت چگونه زندگی کردن را .

!L@
!L@
در Coma

کاش به زمانی برگردم که تنها غم زندگیم ، شکستن نوک مدادم بود .

!L@
!L@
در Coma

سهم انسان از خوشبختی به اندازه عشقی است که ایثار می کند

!L@
!L@
در Coma

عشق نایافتنی ست ، پیش آمدنی ست ، پس به مهبانوی پاییز خبر دهید : به بهار غریبانه بمان ، تا او خود به دیدارت آید .

!L@
!L@
در Coma

وقتی تو نیستی صدای سکوتت عابران احساس قلبم را از درد مفلوج میکند ، و هرگاه تو هستی صدای سکوتت قلبم را با پر صدا ترین صدای احساست تسکین می دهد .

!L@
!L@
در Coma

می خواهم برای تو مثل باد ، رها ، مثل خاک ، خاکی و مثل چهره ام به اندازه ی دنیای زیباییت ، مردانه باشم .

!L@
!L@
در Coma

کوچکترین نقطه ای که در تو یافتم قلب مهربانت بود که در وسیعترین وجود جای داشت .

!L@
!L@
در Coma

تو در ساحل اقیانوس قلبت قلعه ای از عشق ساخته ای که با یک موج ویران میشود و مرا هیچگاه در قلعه ات پناهی نیست .

!L@
!L@
در Coma

چرا دستانت سرد است ای عشق ، لبانت سرد و بسته است ای عشق ، نگو مرده ای که بی تو هر دل ، بدون رنگ دریا است ای عشق .