من #علیرضا اممهم تر از هر چيزی توی #دنبالر واسه من #خوشحال شدن شماسمثلن ديدگاهامو -با این که سخته و حوصله میخاد- بلند و رنگی و خوشکل مي نويسم تا در حد توانم کاری کرده باشم که #شما خوشحال شينیا با #خطابای -در حدّ توانم- #زیبا سعی می کنم این کارو بکنمیا اگه قرار باشه تولّد کسيو تبريک بگم حتمنِ حتمن تا جايی که بتونم سنگ تموم می ذارم-می تونین تبریک تولّدامو ببینید یا از اونایی که بهشون تبریک گفتم بپرسید-یا بیشتر وقتا هر کاربر جديدی رو که ببينم #لايک و #دنبالش می کنمحتّا تقریبن همیشه اگه کسی فقط منو #دنبال هم بکنه، موقع تاييد هم #لايکش مي کنم و هم #دنبالاونايی که منو می شناسن می دونن؛ با کسی بحث نمی کنم و سعی می کنم حتّا اصطکاکی با کسی نداشته باشمو این که هرگز شکلک نامتعارفی واسه دخترا نمی ذارم...
#سلام بچه ها... توی هفته ای که گذشت دو نفر از اعضای خانواده ی مادرم رحمت خدا رفتن... پنج شنبه ی هفته ی پیش #خالم و امشب #مادربزرگم... البته فوت خالم خیلی ما رو شوکه نکرد... چون حدود چار پنج سالی ام اس شدید داشتن و چند ماهیم توی کما بودن... اما امشب که تو مراسم هفتم خالم خبر فوت مادربزرگمو شنیدیم خیلی شوکه شدیم... مادرم که دیگه واقعن خیلی اذیت شد و غصه خورد... لطفن برای شادی روحشون یه حمد و سوره بخونید... برای همتون آرزوی #سلامتی و #طول عمر عزیزانتون رو دارم...
اگه واسه شعره تعجب کردی باید بگم از جایی کپی پست کردم... هیچ منظوریم نداشتم....
فقط دیدم قشنگ بود....
چون دیدم شما بعد چن مدت اومدی تو سایت خواستم خوشحالت کنم....
خاستم غافلگیر شی...
همین....
ببخش اگه ناراحت شدی!!!!!
#حوصلم سر رفته.... #خستم... #تنهام... شاید الان تو این یکی دو ساعت بیشتر از صد بار دنبالرو #رفرش دادم... اما دریغ از یه #دیدگاه... دریغ از یه #پیام... انگار نه انگار...
با هر بار رفرش دادم و این که می فهمم خبری نیس بغضم خیییلی سنگین تر میشه... چون هر دفه کلی امید دارم که این بار دیگه... اما نه انگار... انگار اینجا هم...