.بـروبکـCloobــس.
به ابرها بگوييد نبارند! از خاک این مزرعه جز مترسک نمی روید!
علی
کلمات هم شده اند بازیچـــه مـــــــــــــن و تـــــــــــــو ! مـــــن برایِ تــــو می نویسم.... تـــــــو برایِ او مـــی خوانی..
علی
هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود / هرگز از یاد من آن سرو خرامان نرود
علی
هر روز دلم در غم تو زارترست/ وز من دل بيرحم تو بيزارترست........ بگذاشتيم ، غم تو مگذاشت مرا/ حقا که غمت از تو وفادارترست
.بـروبکـCloobــس.
آخــــــرین لبخنـــــــــدم را پشــــــــت ِ ســــــرت پاشــــــــیدم … میدانســـــــــتم , بر نـــــمی گردی
.بـروبکـCloobــس.
بیزارم از این خوابــها
که هر شب مرا به آغوش " تـــو" می آورند
و صبح ...
...
با اشک
از " تـــو" جدایم می کنند ...
.بـروبکـCloobــس.
در من چه چیز را تـــکرار میکنی ؟ نفس هـــایت را... یا کمـــرنگی حضورت را... من دچار تکـــرار نبـــودن هایت شده ام...... نفس هـــایم بهانه است... !
علی
ما زیاران چشم یاری داشتیم/ خود غلط بود آنچه ما پنداشتیم
علی
دوستان وقت گل آن به که به عشرت کوشیم/ سخن پیر مغان است به جان بنیوشیم
علی
شب را دوستـــ ــ ـ دارم ...!
چرا که در تاریکـــ ـی ..
چهره ها مشخــــــ ـص نیست !!
.........
و هر لحظــــــــ ـه ..
این امیـــــ ـد ..
در درونــــــ ــم ریشه می زند ...
که آمده ای ..
ولی من ندیده ام
علی
برای رسیدن به خانه ی دوست پلی لازم بود و عبوری ..... پل شدن سهم من بود و عبور سهم او.... !
علی
همیشه تا آخر کوچه می روم وباز می گردم. نه اینکه راهی نیست و رمقی! ... نه!! من به شمارش قدمهای تو که روزی از آن کوچه عبور می کردی دل بستم....... !
علی
تا دل به مهرت داده ام در بحر فکر افتاده ام / چون در نماز استاده ام گویی به محراب اندری