علی
منم که شهره ی شهرم به عشق ورزیدن / منم که دیده نیالوده ام به بد دیدن
علی
درین سرای بی کسی کسی به در نمی زند / به دشت پر ملال ما پرنده پر نمی زند
علی
تا بو که یابم آگهی زان سایه سرو سهی / گلبانگ عشق هر دمی بر خوشخرامی میزنم
علی
کم طاقتی... عادت آن روزهایت بود.... این روزها برای گرفتن خبری از من.... عجیب صبور شده ای.......!
علی
قرارمان بهشت... پای درخت ممنوعه.... تو بگویی “سیب” من از لبت بچینم این بار...
علی
راهی ندارد جز سقوط .... برگ پاییزی......وقتی می داند .....درخت ... عشق برگ تازه ای را در دل دارد
علی
کاش دهخدا می دانست دلتنگی … اشک …. فاصله …. بی وفایی…. تعریفش فقط دو حرف است “تـــو”
علی
سقف آسمان دلم سخت ترك برداشته.....قدری آرام تر قدم بردار...! سقفش به جهنم ... سست است و كاهگلی ... می ترسم پای تو را بخراشد
علی
من صبورم اما .... این بغض گران.... به خدا ...صبر نمیداند چیست!! . . .
علی
عجیب نیست اگر ابر غرق گریه شده است / که از جدایی ما تازه با خبر شده است*** مگر نسیم رسانده به خانه بوی تورا /که تیغ کند شده قرص بی اثر شده است*** مرا بگیر در آغوش لعنتیت عزیز/که گریه های من از شب بزرگتر شضده است
علی
در دیر مغان آمد یارم قدحی در دست / مست از می و می خواران از نرگس مستش مست
علی
تاب بنفشه می دهد طره ی مشکسای تو / پرده ی غنچه می درد خنده ی دلگشای تو