دعایت می کنم، عاشق شوی روزی ... بفهمی زندگی بی "عشق" نازیباست ... تو را در لحظه های روشن با او ... دعایت می کنم "ای مهربان همراه" ... تو هم ای خوب من ... گاهی دعایم کن ... !/ [کیوان شاهبداغی] [فایل]
دقت بفرمایید بهگزارش الف از "سيانان " (،(CNNاين ويروس جديد همراه با يك فايل ضميمهتحت عنوان " دعوت " ( ( Invitationدر حال انتشار در شبكه اينترنت است.
فایل ضمیمه نیازه که دانلود و اجرا بشه ، این مورد در تمامی ایمیل های مخرب به همین شکله .
تنها باز شدن ایمیل کافی نیست ، حتی در اون دوران هم سرویس های ایمیل قوانین سختگیرانه ای داشتند ،همین الان هم چرا تصاویر درون ایمیل ها تنها با کلیک بر روی لینک نمایش تصاویر فعال میشه و به صورت پیش فرض فعال نیست؟، شما حتی یک خط دستور جاوااسکریپت در متن ایمیل نمیتونید خودکار اجرا کنید چطور قرار کد سی یا هر زبان دیگه ای تحت سیستم عامل و با کاربر اصلی سیستم عامل اجرا بشه ؟
(بحث سر خنده دار بودن این مسائله هست، تجربه کاربری شما به طور کامل با این مبحث متفاونه)
ضمن اینکه توجه بفرمایید الان 7 سال گذشته .(روش های اسیب رسانی در اون سالها بسیار کاراتر و ساده تر از حال حاضر بودند )
(بسیاری از ساختار ها تغییر کرده طی این سالها و عملا اگر شما سیستم و انتی ویرسوتون بروز باشه هیچ ویروس و کدی از اون دوران نمیتونه به شما اسیب بزنه)
نکته اینجاست که باز کردن ایمیل با اطمینان بهتون میگم نمیتونه بهتون اسیب بزنه به دلایل بالا،ما چندین ساله بعنوان توسعه دهنده با گروه های مختلف در ارتباطیم خیلی از این راه های اسیب زدن رو میشناسیم که هیچ وقت به صورت عمومی منتشر نشدن ، وقتی یه مساله ای خنده دار باشه خیلی راحت میشه شناخت ، این دست مطالب در حال حاضر فقط برای معروف کردن یک سری ادرس ایمیل و مهندسی اجتماعی افرادی که سطح اطلاعات پایینی دارند توسط یک عده بیکار منتشر میشه در شبکه های اجتماعی و سطح نت
به جز مطلبی که منتشر شده و مشخصا فایل ضمیمه حاوی کد مخرب بوده و نه باز کردن ایمیل عامل اتفاق ، یک سند برای بنده بیارید که باز کردن یک ایمیل منجر به اسیب رسانی شده ، دقت کنید با فرض اینکه شخصی چنین توانایی داشته باشه آیا میاد و فقط از یک ادرس ایمیل و عنوان استفاده میکنه ؟(یعنی برنامه نویس به ذهنش خطور نمیکنه از روش های مخفی کاری استفاده کنه و....)
به هر روی بیشتر در اینگونه مسائل تحقیق کنید
ابدا اینطور نبوده
اگر بحث با رشته باشه که رشته بنده اصلا مرتبط نیست با کامپیوتر و از نظر سابقه کار هم در حد شما نیستیم
صرف تجربه کمی که داشتیم طی این چند سال مساله برای بنده منطقی نیست و خب دلایلی هم برای این مورد ذکر کردم طی کامنت ها
بالطبع سابقه خطا به کرات در فرضیه ها و نظرات بنده بوده که این مورد هم میتونه شاملش باشه و شاید خود بنده گرفتار این مساله شدم : )
و همچنین بهترین ارزوها برای شما
« یاد باد آنکه نهانت نظری با ما بود ... » . راست گفتی ... ؛ که زمانی "نظری" با تو بُدم ... کاش از نغمهی بی پردهی من میخواندی ... که من اینک ... به "سر" و "جان" و "دلم" با تو شُدم ... !/
جان من، از جان گذشتن کار مشتاقان بود / لیک چون جانم تویی بر من نه این آسان بود / جان من، جانا تویی من نگذرم از جان خویش / گرچه اول شرط، اندر "عشق" ترک جان بود ... !/ [فخرالدین عراقی]
بخوان از چشم بی تابم سوال سالها تردید / بگو ای عشقِ من، با شوق چشمانت، جوابم را / پریشانم، نمی بینی ؟ بیا آرامش جانم / که تسکین می دهد عشقت تمام اضطرابم را ... !/ [مریم احمدی]
راســــــتی : یادت بمــــــــاند از گـناه چشم تو / تاول غــــــربت به روی باغ احســــــاسم نشست / طـــــــرح ویران کـــردنم اما عجیب و ســــــاده بود / روی جلد خاطــــراتم دست طوفــــــان نقش بست ... !/ [؟]
دعایت می کنم با این نگاه خسته، گاهی مهربان باشی
13 سال و 2 ماه و 22 روز و 15 ساعت و 29 دقيقه قبلبه لبخندی تبسم را به لب های عزیزی هدیه فرمایی
بیابی کهکشانی را درون آسمان تیره شب ها
بخوانی نغمه ای با مهر
دعایت می کنم، در آسمان سینه ات
خورشید مهری رخ بتاباند
دعایت می کنم، روزی زلال قطره اشکی
بیاید راه چشمت را
سلامی از لبان بسته ات، جاری شود با مهر
دعایت می کنم، یک شب تو راه خانه خود گم کنی
با دل بکوبی کوبه مهمانسرای خالق خود را
دعایت می کنم، روزی بفهمی با خدا
تنها به قدر یک رگ گردن، و حتی کمتر از آن فاصله داری
و هنگامی که ابری، آسمان را با زمین پیوند خواهد داد
مپوشانی تنت را از نوازش های بارانی
دعایت می کنم، روزی بفهمی
گرچه دوری از خدا، اما خدایت با تو نزدیک است
دعایت می کنم، روزی دلت بی کینه باشد، بی حسد
با عشق، بدانی جای او در سینه های پاک ما پیداست
شبانگاهی، تو هم با عشق با نجوا
بخوانی خالق خود را
اذان صبحگاهی، سینه ات را پر کند از نور
ببوسی سجده گاه خالق خود را
دعایت می کنم، روزی خودت را گم کنی
پیدا شوی در او
دو دست خالیت را پرکنی از حاجت و
با او بگویی:
بی تو این معنای بودن، سخت بی معناست
دعایت می کنم، روزی
نسیمی خوشه اندیشه ات را
گرد و خاک غم بروباند
کلام گرم محبوبی
تو را عاشق کند بر نور
دعایت می کنم، وقتی به دریا می رسی
با موج های آبی دریا به رقص آیی
و از جنگل، تو درس سبزی و رویش بیاموزی
بسان قاصدک ها، با پیامی نور امیدی بتابانی
لباس مهربانی بر تن عریان مسکینی بپوشانی
به کام پرعطش، یک جرعه آبی بنوشانی
دعایت می کنم، روزی بفهمی
در میان هستی بی انتها باید تو می بودی
بیابی جای خود را در میان نقشه دنیا
برایت آرزو دارم
که یک شب، یک نفر با عشق در گوش تو
اسم رمز بگذشتن ز شب، دیدار فردا را به یاد آرد
دعایت می کنم، عاشق شوی روزی
بگیرد آن زبانت
دست و پایت گم شود
رخساره ات گلگون شود
آهسته زیر لب بگویی، آمدم
به هنگام سلام گرم محبوبت
و هنگامی که می پرسد ز تو، نام و نشانت را
ندانی کیستی
معشوق عاشق؟
عاشق معشوق؟
آری، بگویی هیچ کس
دعایت می کنم، روزی بفهمی ای مسافر، رفتنی هستی
ببندی کوله بارت را
تو را در لحظه های روشن با او
دعایت می کنم ای مهربان همراه
تو هم ای خوب من
گاهی دعایم کن