علی بودا
جلالی و سیاه موی /// جلال الدین معروف به جلالی دلباخته ی دختری با گیسوی های سیاه و بلند می شود به نام سیاه موی ، شبی در خواب می بیند که دختر به او لبخند می زند و نام و قریه اش را می گوید . اتشی که ان شب این خواب عجیب به دل جلالی می زند تا پایان عمر خاموش نمی شود . هنگامی که جلالی بعد از مدتی، دختری با همان مشخصات و نام و قریه را در روستایشان می بیند از هوش می رود ، ووقتی بهوش می اید در میابد که او را از جوار خانه ی سیاه موی به دور انداخته اند. از ان پس غم و اندوه عشق جلالی همانند ابرهای سیاه اسمان قریه ها ، قشلاق ها ، ییلاق ها و دشت ها را می گیرد . اب جوی بارها ، بادهای کوهستان ، نی لبک های چوپان ها ، زنگوله ی رمه ها ، همه و همه از عشق جلالی به سیاه موی می گویند .
علی بودا
واکنش تازه سفارت استرالیا در تهران پیرامون اخبار پذیرش پناهندگی//// در واقع خیلی عجیب بود که هیچ واکنش یا خبری پیرامون شایعات اسکان مهاجران افغان در کشور ثالث، نه از سوی سفارت افغانستان و نه از سفارت استرالیا و یا دولت ایران در هیچ کجای فضای مجازی وجود نداشت . بالاخره بعد ازروزها ، یک واکنش کوچک از سوی سفارت استرالیا روی سایت این سفارت گذاشته اند . دو خط متن فارسی "
علی بودا
مدتی ست که میان افغان های مهاجر در ایران خبری مربوط به اسکان مهاجرین در کشوری ثالث بر سر زبان هاست ، بیشتر از همه اخبار مربوط به سفارت استرالیا در تهران و دفاتر سازمان ملل ( بخش پناهندگان) در تهران ، مشهد ، اهوازو کرمان هست . عده ی زیادی جلوی درهای بسته این سازمان ها تجمع کرده اند و مدام به انها گفته می شود که متفرق شوید ، و خبرهای مربوط به مهاجرت به استرالیا شایعه است. این روزها خیلی ها صحبت از فرم های ثبت نام می کردند ، که در 3 برگ ، گاهی 31 برگ از سوی کافی نت دار ها به مردم فروخته می شد . با قیمت های مختلف . 20 هزار تومان ، 8 هزار تومان و 4 هزار تومان . هموطن ها می گویند صفحه ای وجود دارد که خانه های خالی برای پر کردن نام و نام خانوادگی دران موجود هست . این روزها خیلی به دنبال این صفحه در سایت های مختلف گشتم اما چیزی نبود تا اینکه من و دوستان این لینک را یافتیم که صفحه ای ست بصورت فایل pdf با همان مشخصا ت . کافی نت دارها ان را دانلود کرده اند و پرینت می گیرند و به مردم می فروشند. فرم ان صفحه را که معروف به فرم 842 است اینجا می گذارم ، تا هر کسی خواست دانلود کند
علی بودا
تکه ای از قلبم را گم کرده ام جیب هایت را بگرد ، انجا نیست ؟
علی بودا
به شیطان پناه می برم از شر خودم.
علی بودا
او رفت گویی بهشت هم دل تنگش شده بود " به یاد دوستی که دیگر میان ما نیست".
علی بودا
پینوکیو ادم شد تو ادم نشدی.
علی بودا
این یک مشاعره است دوستان با حرف اخر هر بیت کامنت بدن. گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس /زین چمن سایه ان سرو روان ما را بس
علی بودا
ارام بخوابید که شهر در امن و امان است ، هیچ رابین هودی به فکر فقرا نیست .
علی بودا
من عاشق توام ، تو بگو یار کیستی ؟
علی بودا
می گویند گابریل گارسیا مارکز دچار شده . می گویند دچار زوال است. زوال عقل. چه زوالی بهتر از فراموشی؟ فارسی زبان ها برایش در [!] بوک پیام های زیبا می نویسند. " با خودم فکر کردم مردی مثل او حتما انتخاب کرده فراموشی بگیرد چرا که شنیده ام آنها که مرتب درگیر کارهای ذهنی و مطالعه هستند دچار این مشکل نمیشوند فراموشی را انتخاب کرده تا در روزهای پیری رنج لحظات تلخ را در همان لحظه فراموش کند و دل خوش باشد به خاطرات شیرین ِ گذشته"......" شاید بهتر است بگوییم گابریل گارسیا مارکز در پوست خوزه آرکادیو رفته ... به همین سادگی"......."دلم گرفت وقتی شنیدم او که برای سوال های سخت دنیا جواب می نوشت حالا سوال های پیش پا افتاده می پرسد"..........."حواس گابو پرت جایی دور شده ، رفته است طرف سال های وبا . می گویند با ساده ترین کلمات ، پیش پا افتادگی می کند . کسی نمی داند گابو را به درخت حیاطشان بسته اند یا نه..."
علی بودا
امروز خبر درگذشت یکی از دوستان را شنیدم ، دلم می خواهد اشک بریزم ،اما نمی توانم ، نمی توانم...
علی بودا
وقتی می خوای با کسی دوست شی کدوم یکی از اینا برات بیشتر مهمه؟ تیپش / چهرش /اندامش / اخلاقش /وضع مالیش / معرفتش / شهرتش / اصالتش/تحصیلاتش / خوش روییش؟
علی بودا
ای صبا با ساکنان شهر یزد از ما بگو.// نه همزبان شهر شماییم بی خیال!/ ما کافران شهر شمایییم بی خیال!/ زخم زبان کم است به خنجر بزن مرا/ هرچه که سنگ و چوب و... بر سر بزن مرا /"آتش بزن به کلبه آوارگی من"[1] /پایان بدی به غربت و بیچارگی من /لازم به حکم نیست مرا سنگسار کن /در شعله ها بپیچ و مرا نوبهار کن /این تکه های آجر و سنگی که دست تو است/ از ضایعات کار من و داربست تو است! /سنگی که خانه ساخته ام من برای تو /دیگر نیاز نیست بزن! جان فدای تو! /دیگر به باغ صفّه بهاران نمی روم/در جشنهای نیمه شعبان نمی روم /بد نامی من است که بد گشته نام تو/ من مانعم برای ظهور امام تو /پاک است شهر و کوچه دگر از حضورمن /تو پر غرور باش, به دوزخ غرورمن!/ آمد اگر امام بگو منتظر نبود/ در دیده بغض داشت ولی منفجر نبود /در ندبه ها همیشه سرِکار بود او /حتی غروب جمعه گرفتار بود او /شایسته نیست شیعه مولا چنین نژند/ او بوده پر گناه که خشکیده هیرمند/ شعر از قنبر علی تابش . شاعر افغان .
علی بودا
این کوزه چو من عاشق زاری بودست/در بند سر زلف نگاری بودست/ این دسته که برگردن او می بینی/دستی ست که بر گردن یاری بودست.