دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

علی بودا

علی بودا
مرد - متاهل
امتیاز: 90.45

دنبال‌شدگان

دنبال‌کنندگان

(46 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

علی بودا
علی بودا

دوستان کسی می دونه چرا شکل تصویر پروفایل من تو صفحه اصلی دنبالرم تکرار شده بصورت تصاویر کوچک در پس زمینه ، بدون اینکه خودم تغییری در پروفایلم داده باشم این اتفاق افتاده . چطور می شه به حالت قبل برگردوند ؟

علی بودا
علی بودا

بعد از رفتنت به خون نشستم همچون شاه توتهای افتاده بر زمین

علی بودا
mark.jpg علی بودا

عقدنامه "مارک زاکر برگ " موسس [!] بوک//شنیده ها حاکی از این است که به تازگی با اقای مارک زاکر برگ فامیل شده ایم پدر عروس هم که گویا مخالف بوده گفته است که اگر سرش برود دختر به غریبه نمی دهد . برای ما ننگ است که دختر بیگانه شود . بعد از مدت ها تلاش ، زاگر برگ که تا سر حد بیچارگی پیش رفته بود و پاشنه ی در را از جا در اورده، بالاخره موفق می شود رضایت پدر عروس را کسب کند . پدر جان هم با گرفتن یک "گله یا پاک خوره " یا همان " شیر بها"ی سنگین با این وصلت موافقت می کند . گفته شده که تعداد صفر های چک گله یا شیر بها به حدی بوده که اطرافیان از شمردن ان عاجز مانده اند. به علاوه شنیده شده که تمامی جهاز خانه را باید مارک زاکر برگ تهیه کند و مادر عروس یک سوزن هم به یقه ی دخترش نخواهد زد . از دیگر مواد عقد نامه این است : محل زندگی با دختر / یک جلد کلام الله عیسوی / 5 کیلو طلای 18 عیار / 50 چادر خور " چادر خور یک اصطلاح میان افغان هاست و منظور این است که باید داماد برای 50 نفر از اطرافیان عروس چادر بخرد " /25 چادر رنگی / جهاز کامل به پای داماد / 8 تیکه اساس منزل ( یخچال ساید بای ساید دو دره ،

علی بودا
علی بودا

به رقص ار مرا تا انتهای عشق / به رقص ار مرا تا زیبایی ات ، با نوای سوزاننده ویولون / به رقص ار مرا تا از دل وحشت به ارامش بگذرم / لئونارد کوهن/ لینک دانلود ترانه

علی بودا
علی بودا

"ای کاش، ای کاش آدمی وطنش را مثل بنفشه‌ها در جعبه‌های خاک یک روز می‌توانست هم راه خویشتن ببرد هر کجا که خواست…" *

علی بودا
علی بودا

شب است و غم گرفته چار سویم / بیا ای دوست بنشین روبه رویم / بیا تا قصه ی غم را و شب را / اگر خوابت نمی اید بگویم .

علی بودا
hooman_b-02.jpg علی بودا

ای فدای تو همه بزهای من/ ای به یادت هی هی و هی های من

علی بودا
علی بودا

خطاب به مدیران دنبالر : لطفا امکان اتصال [!] بوک به دنبالر رو هم بدین .

علی بودا
علی بودا

رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند/ چنین نبوده است و چنان نیز نخواهد ماند/

علی بودا
علی بودا

در محله ای که زندگی می کردیم در ان سال ها، شاید بهتر است بگویم همان سال های سگی ، دوران جنگ ، ان وقت ها که همه چیز جیره بندی بود ، همسایه ای داشتیم که نماد کامل خانواده تناردیه ها بود . با این تفاوت که به جای دختر های زیاد ، این خانواده مملو بود از پسر، پسرهایی شرور . همیشه به او فکر می کنم به ان پسر ، پسری کوچک و سیه چرده که مانند کوزت به این خانواده سپرده شده بود که از او مراقبت کنند ، تروخشکش کنند به جای مادر نداشته اش مادری کنند و به جای پدر، پدری . وضعیت این پسر به مراتب تاسف بارتر از کوزت بود ، لباس های ژنده و سیاه و پر از چرکش هنوز مرا رنج می دهد . دستهای کوچکش گویی سالهاست رنگ اب و صابون ندیده بود ، چشم های سیاه و ریز، و ان دماغی که همیشه سوراخ هایش باز باز بود و ان نفس نفس زدن های تندش حکایت از ترسی عمیق داشت که مبادا او را بگیرند ، مدام می گریخت و پسرهای خانواده دنبالش . ...

علی بودا
علی بودا

نه دل در دست محبوبی گرفتار / نه سر در کوچه باغی بر سر دار/ از این بیهوده گردیدن چه حاصل / پیاده می شوم دنیا نگهدار.

علی بودا
علی بودا

ده دقیقه دیگه " هوتن شو " بزن لایکو به افتخارش ...

علی بودا
علی بودا

صدا دوربین اکشن / زن مدام چادر سیاهش را که به عقب می رود می کشد روی سر و از لابه لای جمعیت سعی دارد راهش را پیدا کند و برود جلو . این را هل بده ان را هل بده بی توجه به انهایی که جلویش ایستاده اند سراسیمه کاغذهای دستش را نشان این و ان می دهد و سوال می کند . اینجا اداره مهاجرت است بلوار سرافرازان مشهد . انبوه ادم ها جمعند و هر کسی کاری دارد . همه می خواهند زود به هدفشان برسند وخودشان را به پنجره های کوچک ابتدای صف برسانند . کسانی هم روی صندلی ها منتظرند . زن مدام می رود و می اید بی توجه به توضیحاتی که دیگران به او می دهند تا او بتواند باجه مورد نیازش را پیدا کند برای ثبت نام بچه اش که گویا با مشکل روبه روست . از او اصرار و از دیگران راهنمایی های دلسوزانه . به نظرم کمی غیر عادی ست . بعد زن میان جمعیت فریاد می زند " ای خدا چیکار کنم ؟ " . کمی در چهره اش دقت می کنم به افغان ها نمی خورد . سپس برمی گردم به عقب و گروه فیلم برداری را می بینم که دوربین را زوم کرده است روی ما .

علی بودا
علی بودا

ربابه ی عزیزم سلام . از اخرین باری که نامه برایت نوشته ام مدتها می گذرد و اگر تو داری این را می خوانی معنایش این است که باز یکی از ان کاغذهای مچاله شده را که برایت پنهان کرده ام یافته ای . همان تیر چراغ برق چوبی را می گویم و من چقدر ممنون اب و باد و باران و افتاب هستم که ان ترک خوردگی را درون این تیر چوبی ایجاد کرده است که من و تو بتوانیم حرف هایمان را درونش پنهان کنیم .....

علی بودا
علی بودا

سلام. من علی بودا هستم، از اعضای جدید ...