الهییییییییییییییییییییییییییییییییی.....پس توهم خاله شدی مینا...هم تبریک میگم هم تسلیت ایشالا بت گیر نده که بیا تا صبح تو بشو اسب و منو راه ببر..خدا حفظش کنه
امروز سره جلسه ی پسری افتاده بود سیستم کناریم ... ینی رو نروم بود بی پدر ... یا سوت میزد، یا با بغل دستیش ویز ویز میکردن ، یا میزو تکون میداد ... نکبت اصن نمیذاشت تمرکز کنم ... می خاستم پاشم میزو افقی بکنم تو حلقش ... دیگه گفتم بچه ک زدن نداره ... ولی از همینجا اعلام میکنم ک خعلی گاو بود عوضی خرمالو خرک شمپت کثافت بیجور ....