من : مامان شام چی داریم گشنمه… مامانم خطاب به بابام: شما شام میخوری ؟ بابام : نه… مامانم خطاب به من: من که شام نمیخورم بابات هم نمیخوره، خودت پاشو یه چیزی بخور… سه تا تخم مرغ نیمرو میکنم، میام میشینم پای سفره شروع میکنم به خوردن که: بابام: نمیدونم چرا گشنه ام شد، من فقط یکی دو لقمه میخورم… خانم شما نمیخوری؟ مامانم: من؟ نمیدونم… حالا یکم میخورم دیگه…
فکر کن با دوست دخترت رفتی شمال دوست دخترت داره غرق میشه و تو فقط دو تا گزینه داری کدوم یکی رو انتخاب مب کنی؟ 1. زنگ بزنی اون یکی دوست دخترت بیاد شمال 2.همونجا بگردی یک دوست دختر جدید پیدا کنی
شما یادتون نمیاد . . . قدیما یه کیلو سبزی میگرفتی پاک کنی دو تا کفشدوزکي حلزوني از توش میومد بیرون کلی سرگرم میشدیم، اما حالا چی؟ نه سرگرمی ای نه دلخوشی ای... هیچی@ⓜⓘⓝⓐ